بنابراين ، « نعم » مخالف و ضدّ « بلى » است . لذا ، اگر نعم به جاى « بلى » ( كه نفى كلام سابق مىكند ) بنشيند ، موجب تصديق و تثبيت كلام سابق است ؛ مثلا اگر كسى بگويد : ما اكلت شيئا ، كسى در جواب آن را نفى كند و بگويد : « بلى » ، نفى از بين مىرود ؛ يعنى بلى خوردم . ولى اگر در پاسخ بگويد : نعم . نخوردن را تصديق مىكند ؛ يعنى بله چيزى نخوردهام « 1 » .
نحويان و پيشوايان قرائت در وقف بر « بلى » در مواردى از آن ، اختلاف نظر دارند ، و من همهء موارد « بلى » در قرآن كريم را موضع به موضع با ذكر نظر خود ، بيان مىكنم .
لفظ « بلى » در قرآن در 22 موضع و در شانزده سوره آمده است ، عدهاى از اهل قرائت ابتدا از « بلى » را به طور مطلق ممنوع دانستهاند ؛ زيرا « بلى » جواب كلام ما قبلش است . اين نظر نافع بن ابى نعيم و غير او مىباشد . از قرّاء برخى به طور مطلق ابتدا از آن را جايز مىدانند . اين نظر عجيبى است كه ما نمىشناسيم ، احتمالش ضعيف است كه كسى چنين نظرى داده باشد . براى اين كه استفهام به جوابش تعلّق دارد ، مانند جواب شرط و غير آن .
گروهى نيز بر بلى وقف و يا از آن ابتدا نكردهاند ، بلكه آن را به وصل خواندهاند . « 2 »
1 . سورهء « بقره » سه موضع :
أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ . بَلى مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً
( آيهء 80 و 81 ) . ابو عمرو دانى در كتاب خود « الاكتفاء » ، وقف بر « بلى » را جايز شمرده است . او مىنويسد : بلى ردّ و جواب گفتار يهود و نصار است . مكّى نيز در اين مورد با
هامش
( 1 ) در زمينهء فرق بين بلى و نعم به اين كتابها رجوع كنيد : الكتاب ، ج 2 ، ص 312 ؛ معانى القرآن ، ج 1 ، ص 52 ؛ مكّى ، ص 72 ؛ مشكل اعراب القرآن ، ج 1 ، ص 57 ؛ إملاء ما منّ به الرحمن ، ج 1 ، ص 46 ؛ رصف المبانى ، ص 364 و مغنى اللبيب ، ص 121 .
( 2 ) سخاوى ، ص 206 : « وقف بر بلى وقتى جايز است كه به قسم جايز ( قسم تام و قسم كافى ) متّصل نباشد . بلى در چهار موضع به قسم متصل است :قالُوا بَلى وَ رَبِّنادر « انعام » و « احقاف » وقُلْ بَلى وَ رَبِّيدر « سبأ » و « تغابن » . وقف در اين مواضع به نظر اصحاب وقف بر « ربّنا » و « ربّى » است . در غير اينها ؛ يعنى در هيجده موضع ، وقف بر بلى جايز است » ، ( مكّى ، ص 80 ) .