جايز است . « 1 »
11 . سورهء « مطفّفين » چهار موضع : « 2 » در سه موضع
لِرَبِّ الْعالَمِينَ . كَلَّا
« 3 » ( آيهء 6 و 7 ) ؛
تُكَذِّبُونَ . كَلَّا
« 4 » ( آيهء 17 و 18 ) و
يَكْسِبُونَ . كَلَّا
« 5 » ( آيهء 14 و 15 ) وقف بر كلّا جايز نيست ، ولى از آن ابتدا مىشود « 6 » .
در
أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ . كَلَّا
« 7 » ( آيهء 13 و 14 ) وقف ، كافى است ؛ زيرا رد و نفى سخن ما قبل [ تكذيب كنندگان رستاخيز ] است . و از كلّا مىتوان شروع كرد . « 8 »
12 . سورهء « فجر » دو موضع : يكى در :
أَهانَنِ . كَلَّا
« 9 » ( آيهء 16 و 17 ) و ديگرى
جَمًّا . كَلَّا
« 10 » ( آيهء 20 و 21 ) ، وقف بر آنها وقف كافى است و ابتدا از آنها ابتداى حسن است « 11 » .
هامش
( 1 ) ابن رستم ، ص 29 ؛ ابن فارس ، ص 48 ؛ نحاس ، ص 766 ؛ مكّى ، ص 52 و سخاوى ، ص 215 .
( 2 ) مؤلف به ترتيب آيات ملتزم نبوده است .
( 3 )يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ . كَلَّا إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ.
( 4 )ثُمَّ يُقالُ هذَا الَّذِي كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ . كَلَّا إِنَّ كِتابَ الْأَبْرارِ لَفِي عِلِّيِّينَ؛ سپس [ به ايشان ] گفته خواهد شد : اين همان است كه آن را به دروغ مىگرفتيد . نه چنين است ، در حقيقت ، كتاب نيكان در « علّيّون » است » .
( 5 )كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ . كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ؛ نه چنين است ، بلكه آن چه مرتكب مىشدند ، زنگار بر دلهايشان بسته است . زهى پندار ، كه آنان در آن روز ، از پروردگارشان سخت محجوبند » .
( 6 ) در اين مواضع ، فقط به معنى « ألا » مىتوان ابتدا كرد ( ابن رستم ، ص 29 ؛ ابن فارس ، ص 49 ؛ نحاس ، ص 768 ؛ مكّى ، ص 53 - 58 و سخاوى ، ص 215 ب ) .
( 7 )إِذا تُتْلى عَلَيْهِ آياتُنا قالَ أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ . كَلَّا بَلْ رانَ . . .؛ [ همان كه ] چون آيات ما بر او خوانده شود ، گويد :
[ اينها ] افسانههاى پيشينيان است . نه چنين است ، بلكه آن چه مرتكب مىشدند زنگار بر دلهايشان بسته است » .
( 8 ) ابن رستم ، ص 29 ؛ ابن فارس ، ص 46 ؛ مكّى ، ص 55 و سخاوى ، ص 215 ب .
( 9 )وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهانَنِ . كَلَّا بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ؛ و امّا چون وى را مىآزمايد و 7 . روزىاش را بر او تنگ مىگرداند ، مىگويد : پروردگارم مرا خوار كرده است ، ولى نه ، بلكه يتيم را نمىنوازيد » .
( 10 )وَ تُحِبُّونَ الْمالَ حُبًّا جَمًّا . كَلَّا إِذا دُكَّتِ الْأَرْضُ دَكًّا دَكًّا؛ و مال را دوست داريد ، دوست داشتنى بسيار ، نه چنان است ، آن گاه كه زمين ، سخت در هم كوبيده شود » .
( 11 ) نحاس ، ص 776 و مكّى ، ص 58 و 59 .