تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التمهيد في علم التجويد ( در آمدى بر علم تجويد ) ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢

« بلى » و حكم آن

نحويان كوفى گفته‌اند : « بلى » در اصل « بل » بوده است . الف را به آن اضافه كرده‌اند تا بر اين دلالت كند كه در بلى وقف ممكن است و ما بعدش را عطف به ما قبل نمىكند ، ولى « بل » قبل از نفى كلام انكارى ما قبل ، كلام را عطف مىكند . الف زايدى كه به صورت ياء نوشته مىشود ، بر ايجاب و وجوب ما بعدش دلالت مىكند و آن الف تأنيث است . به اين دليل عرب زبانان و قاريان آن را اماله كرده‌اند ؛ مانند امالهء الف « سكرى و ذكرى » . « 1 »

فصل - تفاوت بلى و نعم

بلى جواب جملهء انكارى و جحدى است و قبل از آن استفهام است . البته گاهى ما قبل « بلى » ، جملهء استفهامى نيست . بنابراين ، هرگاه بعد از جحد ، با « بلى » پاسخ داده شود ، موجب نفى جحد است و « نعم » صلاحيت جانشينى آن را ندارد . اگر كسى چنين كند باعث تثبيت جحد است ، مانند :
أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى
( اعراف ، آيهء 172 ) ؛ و
أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ قالُوا بَلى
( ملك ، آيهء 8 و 9 ) و مانند آن . « 2 »
أَ لَسْتُ
و
أَ لَمْ
از حروف جحد هستند ، پس اگر جواب آنها با « نعم » گفته شود تثبيت كنندهء جحد است ، در حالى كه بلى نفى كنندهء كلام داراى جحد است . « نعم » تصديق كنندهء ما قبل است و به جاى « بلى » نمىآيد ، زيرا نفى در نعم راه ندارد .
هامش
( 1 ) فرّاء در معانى القرآن ، ج 1 ، ص 53 : . . . « بل » كلمهء عطف و رجوع است ، ولى وقف بر آن روا نيست . پس الف را به آن اضافه كردند تا براى وقف صلاحيت پيدا كند و تنها رجوع از جحد باشد ، در حالى كه به انجام فعلى كه بعد از جحد قرار دارد ، اقرار مىكند . بنابراين « بلى » بر اقرار و انعام دلالت دارد و « بل » تنها بر رجوع از جحد دلالت مىكند . اشمونى ، ص 19 : « اصل ( بلى ) نزد كوفيان « بل » اضراب [ برگشتن از حكم يا صفتى به وجه ابطال يا استدراك است و حرف آن « بل » به معناى بلكه است ؛ لاروس ، ج 1 ص 221 . م . ] است . ياء را به انتهاى آن اضافه نمودند و علامت تأنيث براى ادات است تاب توان بر آن وقف كرد . منظورشان از ياء ، الف است . به آن الف گفته‌اند ، زيرا اماله شده ، ولى با ياء نوشته مىشود ، مانند الف ( حبلى ) . ( شرح كلّا و بلى و نعم ، مكّى ، ص 79 ) . ( 2 ) « مانند آن » از نسخهء « ط » افتاده است .