مىكند . امّا وقف بر « يقتلون » و ابتدا از « قال كلّا » به معناى « ألا » يا « حقّا » جايز است . « 1 »
ب - « قال أصحاب موسى إنّا لمدركون . قال كلّا » « 2 » ( آيهء 61 و 62 ) . وقف بر « كلّا » جايز است ؛ زيرا گفتار حضرت موسى عليه السّلام در جواب بنى اسرائيل است ؛ يعنى : چنين نيست ، كه شما گمان مىكنيد كه گرفتار مىشويد . و جايز است از « قال كلّا » به معنى « ألا » ابتدا شود . « 3 »
ابو عمرو دانى مىگويد : وقف بر « قال » و ابتدا از « كلّا » جايز نيست ، و اين مسأله پر واضح است « 4 » .
4 . سورهء « سبأ » : « شركاء كلّا » « 5 » ( آيهء 27 ) . وقف بر كلّا مانند موارد قبلى جايز و ابتدا از آن نيز مجاز است . « 6 »
5 . سورهء « معارج » دو موضع :
يُنْجِيهِ . كَلَّا
« 7 » ( آيهء 14 و 15 ) و
جَنَّةَ نَعِيمٍ . كَلَّا
« 8 » ( آيهء 38 و 39 ) . وقف در اين دو موضع و ابتدا از كلّا جايز است . « 9 »
هامش
( 1 ) ر . ك : مكّى ، ص 32 ؛ ابن فارس ، ص 43 ؛ نحاس ، ص 528 و سخاوى ، ص 214 .
( 2 ) « قال اصحاب موسى إنّا لمدركون . قال كلّا إنّ معى ربّى سيهدين ؛ ياران موسى گفتند : ما قطعا گرفتار خواهيم شد . گفت : ، چنين نيست ؛ زيرا پروردگارم با من است و به زودى مرا راهنمايى خواهد كرد » .
( 3 ) زيرا « إنّ » مكسور بعد از آن است . و اگر كلّا به معناى « حقّا » بود « إنّ » كسره نمىگرفت .
( 4 ) ر . ك : ابن رستم ، ص 26 ؛ نحاس ، ص 530 ؛ ابن فارس ، ص 43 ؛ مكّى ، ص 34 و سخاوى ، ص 214 .
( 5 ) « قل ارونى الّذين ألحقتم به شركاء كلّا بل هو اللّه العزيز الحكيم ؛ بگو : كسانى را كه [ به عنوان ] شريك به او ملحق گردانيدهايد ، به من نشان دهيد . چنين نيست ، بلكه او است خداى عزيز حكيم » .
( 6 ) ابتدا از آن به معناى « حقّا » و « ألا » جايز است . مكى ، ص 35 ، وقف بر آن را انتخاب كرده است .
( ابن رستم ، ص 26 ؛ نحاس ، ص 584 ؛ ابن فارس ، ص 43 و سخاوى ، ص 214 ) .
( 7 ) و من فى الأرض جميعا ثمّ ينجيه . كلّا إنّها لظى ؛ و هر كه را كه در روى زمين است همه را [ عوض مىداد ] و آن گاه خود را رها مىكرد . نه چنين است . [ آتش ] زبانه مىكشد » .
( 8 ) « أ يطمع كلّ امرىء منهم أن يدخل جنّة نعيم . كلّا إنّا خلقناهم ممّا لا يعلمون ؛ آيا هر يك از آنان طمع مىكند كه در بهشت پر نعمت در آورده شود ؟ نه چنين است . ما آنان را از آن چه [ خود ] مىدانند آفريدهايم » .
( 9 ) ابتدا از آن فقط به معنى « ألا » است ( ابن رستم ، ص 27 ؛ نحاس ، ص 741 ، 742 ؛ ابن فارس ، ص 45 ؛ مكّى ، ص 36 و سخاوى ، ص 214 ) .