6 . سورهء « مدّثّر » چهار موضع : « 1 »
أَنْ أَزِيدَ . كَلَّا
« 2 » ( آيهء 15 و 16 ) ؛
صُحُفاً مُنَشَّرَةً . كَلَّا
« 3 » ( آيهء 52 و 53 ) . وقف بر كلّا در اين دو موضع جايز است و ابتدا از آن « حسن » « 4 » است .
ذِكْرى لِلْبَشَرِ . كَلَّا
، « 5 » ( آيهء 31 و 32 ) ، وقف بر كلّا پسنديده نيست ؛ زيرا صله براى قسم است ، ولى ابتدا از آن به دو معنا ، ابتداى حسن است . « 6 »
بَلْ لا يَخافُونَ الْآخِرَةَ . كَلَّا
« 7 » ( آيهء 53 و 54 ) بر كلّا وقف نمىشود ، ولى ابتدا از آن جايز است . « 8 »
7 . سورهء « قيامت » سه موضع : « 9 »
أَيْنَ الْمَفَرُّ . كَلَّا
« 10 » ( آيهء 10 و 11 ) ،
فاقِرَةٌ . كَلَّا
« 11 » ( آيهء 25 و 26 ) ،
بَيانَهُ . كَلَّا
« 12 » ( آيهء 19 و 20 ) ؛ در اين مواضع وقف نمىشود ، ولى ابتدا از
هامش
( 1 ) مؤلف ترتيب آيات در سوره را رعايت نكرده است .
( 2 )ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ . كَلَّا إِنَّهُ كانَ لِآياتِنا عَنِيداً؛ باز [ هم ] طمع دارد كه بيفزايم . ولى نه ؛ زيرا او دشمن آيات ما بود » .
( 3 )بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُؤْتى صُحُفاً مُنَشَّرَةً . كَلَّا بَلْ لا يَخافُونَ الْآخِرَةَ؛ بلكه هر كدام از آنها انتظار دارند نامهء جداگانهاى ( از سوى خدا ) براى او فرستاده شود ، چنين نيست كه آنان مىگويند ، بلكه آنها از آخرت نمىترسند ! » .
( 4 ) ابن رستم ، ص 27 ؛ ابن فارس ، ص 46 ، 48 ؛ نحاس ، ص 750 ، 751 ؛ مكّى ، ص 38 ، 41 .
( 5 ). . . وَ ما هِيَ إِلَّا ذِكْرى لِلْبَشَرِ . كَلَّا وَ الْقَمَرِ، و اين [ آيات ] جز تذكارى براى بشر نيست . نه چنين است [ كه مىپندارند ] سوگند به ماه » .
( 6 ) ابن فارس ، ص 46 ؛ نحاس ، ص 750 ؛ مكّى ، ص 39 و سخاوى ، ص 214 ب .
( 7 ) .كَلَّا بَلْ لا يَخافُونَ الْآخِرَةَ . كَلَّا إِنَّهُ تَذْكِرَةٌ؛ نه چنين است كه آنان مىگويند ؛ بلكه آنها از آخرت نمىترسند ! چنين نيست كه آنها مىگويند ، آن ( قرآن ) يك تذكّر و ياد آورى است ! » .
( 8 ) مكّى ، ص 41 : وقف بر « كلّا » جايز نيست ، براى اين كه در صورت وقف بر آن ، قول خداوند كه آنها از آخرت نمىترسند ، نفى مىگردد . . . و ابتدا از كلّا به معناى « ألا » جايز است ( نحاس ، 750 ) .
( 9 ) مؤلف به رعايت ترتيب آيات در سوره ، ملتزم نبوده است .
( 10 )يَقُولُ الْإِنْسانُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ . كَلَّا لا وَزَرَ؛ آن روز انسان مىگويد : راه فرار كجاست ؟ ! هرگز چنين نيست ، راه فرار و پناه گاهى وجود ندارد ! » .
( 11 )تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِها فاقِرَةٌ . كَلَّا إِذا بَلَغَتِ التَّراقِيَ؛ زيرا مىداند عذابى در پيش دارد كه پشت را در هم مىشكند ! چنين نيست ( كه انسان مىپندارد ! و ايمان نمىآورد ) تا موقعى كه جان به گلوگاهش رسد » .
( 12 )ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا بَيانَهُ . كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ؛ سپس بيان [ و توضيح ] آن [ نيز ] بر عهدهء ماست ! چنين نيست كه