سيبويه مىگويد : اگر در : ( أما إنك منطلق ) « أما » به معناى « حقّا » باشد بايد ( أنّك ) را فتحه داد و اگر به معناى « ألا » باشد ، ( إنّك ) كسره مىگيرد « 1 » .
همين طور است ( مانند حكم وقف بر كلّا در سورهء مؤمنون ) ، حكم وقف بر كلّا در اين موارد :
مورد دوم از سورهء « شعراء » ، دو موضعى كه در « معارج » است . دو موضع اوّل در « مدّثر » « 2 » ، مورد اوّل در « عبس » ، اول ، سوم و چهارم در « مطفّفين » ، اوّل در « علق » ؛ زيرا در همهء اين مواضع انّ كه بعد از كلّا آمده ، مكسور است ؛ بنابر اين ، به معنى « حقّا » نيست و به « كلّا » ابتدا مىشود ، چون به معنى « ألا » « 3 » است .
3 . سورهء « شعراء » دو موضع : الف -
فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ . قالَ كَلَّا
( آيهء 14 و 15 ) ، به نظر خليل و موافقانش وقف بر كلّا ظاهر و قوى است و گروهى از قرّاء نيز مانند نافع و نصير « 4 » بر اين عقيدهاند . پس كلّا ؛ يعنى « نه چنين است و آنها به قتل تو موفق نمىشوند » . بنابر اين كلّا ردّ قول موسى عليه السّلام « 5 » است كه
فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ
. ابتدا به كلّا در اين موضع ممنوع است ؛ زيرا كلّا از گفتار سابق خداوند به حضرت موسى عليه السّلام حكايت
هامش
است و سرآغاز شعر در مغنى اللبيب ، ص 56 آمده و سيوطى در شرح شواهد المغنى ، ج 1 ، ص 170 آن را آورده است كه از قصيدهء مفضل نكرى ، از عبد القيس است كه در « شرح كلّا » مكّى ، ص 31 و « لسان العرب » واژه ( فرق ) آمده است .
( 1 ) در الكتاب ، ج 1 ، ص 470 آمده است : « از [ خليل ] سؤال كردم از : شدّما أنّك ذاهب ، و عزّما أنّك ذاهب ؛ خليل گفت : « انّ » در اين جا به منزله حقّا أنّك ذاهب است . همانطور كه أما أنّك ذاهب ، به منزله حقّا أنّك ذاهب است » .
( 2 ) اين ترتيب مربوط به ترتيب آياتى است كه مؤلف بعدا ارائه مىدهد . ترتيب آيات در سورهها چنين نيست .
( 3 ) سخاوى ، ص 214 ، آياتش مىآيد .
( 4 ) نصير بن يوسف بغدادى از اصحاب كسائى و استاد قرائت است . در سال 240 ( ه ق ) وفات يافته است ( غاية النهاية ، ج 2 ، ص 340 ) .
( 5 ) در نسخه « ط » « على نبيّنا و عليه السّلام » آمده است .