معنى شعر : مسأله چنين نيست كه ايشان گمان كردهاند كه از برخورد با مقاعس خوددارى نمودهاند و گمان كردهاند كه تا آنها را به عزايشان ننشانند دست بر نمىدارند .
كسانى كه وقف بر « كلّا » را ممنوع كردهاند ولى ابتدا از آن را به طور مطلق اختيار نمودهاند ، كلّا از نظر آنان به معناى « ألا » ى تنبيه است كه كلام با آن شروع مىگردد ؛ مانند قول خداوند :
أَلا إِنَّهُمْ يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ لِيَسْتَخْفُوا مِنْهُ أَلا حِينَ يَسْتَغْشُونَ
« 1 » ( هود ، آيهء 5 ) ، و به قول اعشى بن قيس استناد كردهاند :
هامش
پس از آن عبارت « معنى شعر : مسأله چنان نيست . . . » سپس در حاشيهء ص 64 آن سه بيت « صدت . . . مقاعسا . . . و استسلموا . . . » آمده كه از حاشيهء نسخهءاى نقل شده كه كتاب از روى آن چاپ شده است . سپس در حاشيهء ص 65 به صورت تعليق بر شعر أعشى « كه خواهد آمد » عبارت : ( همچنين ابو عمرو . . . عجاج آن را سرورده است ) آمده است . از اين مطلب آشكار مىشود كه از نسخهء خطى كه كتاب از روى آن چاپ شده است ، مطالبى ساقط شده كه در دو صفحه به صورت حاشيه آمده است .
امّا در نسخهء « د » دو بيت « و استسلموا . . . و مالهم . . . » حذف شده است ، همان گونه كه بعضى از الفاظ در نسخ مختلف ، متفاوت است . من آن چه را كه قرين به صحت بود ثبت كردم و به كتاب « الاكتفاء » كه مؤلف ، آن را نام برده است ، رجوع نكردم ، ولى اين ابيات را در كتاب المكتفى ، نوشته ابو عمرو نيز نيافتم . در كتاب ابن رستم ، ص 16 ؛ و ابن انبارى ، ص 423 ؛ تهذيب اللّغه ، ج 10 ، ص 365 ؛ لسان العرب ، واژه كلّا ، از عجاج نقل شده است :قد طلبت شيبان أن تصاكموا * كلّا ، و لما تصطفق مآتماين ابيات در ديوان عجّاج كه دكتر عزّه حسن تحقيق كرده ، نيامده است ، ولى در مجموع اشعار العرب ، ج 2 ، ص 88 اين اشعار آمده است :عافى الرّقاق منهب مواثم * و فى الدّهاس مضبر متائم
ترفضّ عن أرساغه الجراثم * قد طلبت شيبان أن تسالموا
كلّا ، و لمّا يصطفق مآتم * استسلموا كرها و لم يسالموا
و هالهم منك أياد داهم * كالبحر لا يعسم فيه عاسمعسم يعسم ؛ طمع كرد .
( 1 ) آگاه باش كه اينان صورت بر مىگردانند تا راز دل خويش پنهان دارند ، حال آن كه بدان آن هنگام كه جامههاى خود را بر سر مىكشند . . . .
در نسخههاى « ط ، ق و د » آيه بدون « ليستخفوا منه » نوشته شده است ، مثل اين كه « ألا » دوبار در دو موضع جدا از هم به عنوان شاهد وارد شده است . امّا در نسخهء « س » و ابن انبارى ، ص 423 متن بالا آمده است .