ذلك حقّا . اين معنا را كسائى و ديگران برگزيدهاند « 1 » . ابن انبارى مىگويد : مفسران آن را به معناى « حقّا » مىدانند ، و زجّاج مىگويد : « حقّا » تأكيد است و تأكيد ، بعد از تمام شدن كلام واقع مىشود . دستهاى ديگر « كلّا » را به معناى « ألا » قرار دادهاند كه در آغاز كلام به كار مىرود . اين نظر ابو حاتم و برخى ديگر است « 2 » .
فرّاء مىگويد : كلّا به منزله « سوف » است ؛ زيرا صله و حرف ردّ است . پس در « كفايت » ، مانند « نعم و لا » مىباشد . از اين رو ، اگر كلّا را براى ما بعدش صله قرار دهيد ، نبايد بر آن وقف كنيد ؛ مانند : كلّا و ربّ الكعبه . در قرآن نيز چنين آمده است :
كَلَّا وَ الْقَمَرِ
( مدثّر ، آيهء 32 ) . بنابر اين وقف بر كلّا قبيح است ، چون صله براى قسم است . محمّد بن سعدان الضرير و ابو عبد الرحمان بن اليزيدى از فرّاء پيروى كردهاند . « 3 »
احمد بن يحيى ( طبق نقل مكّى ) « 4 » گفته است : « كلّا » در اصل « لا » ى نافيه است كه كاف تشبيه بر سر آن در آمد و يك كلمه شد ؛ براى اين كه كاف از معناى تشبيه خارج شود ، لام را مشدّد كردهاند . از نظر احمد بن يحيى ، كلّا ردّ كلام سابق است « 5 » .
علماى ما در وقف بر كلّا اختلاف دارند : برخى از آنان وقف بر كلّا را به طور مطلق
هامش
( 1 ) ابن انبارى ، ص 426 ؛ ابن رستم ، ص 15 ؛ ابن فارس ، ص 36 ؛ سخاوى ، ص 213 ب و مغنى ، ص 206 .
( 2 ) ابن انبارى ، ص 422 مىنويسد : از نظر ابو حاتم كلّا در مواردى به معناى « لا يكون ذلك » و همچنين به معناى « ألا » ى تنبيه است [ كه بر تحقق ما بعد خود دلالت دارد . م . ] ر . ك : ابن رستم ، ص 16 ؛ ابن فارس ، ص 37 ؛ مكّى ، 25 ؛ نحاس ، 768 ؛ سخاوى ، 213 ب ؛ ابن هشام در مغنى ، ص 206 قول ابو حاتم را ترجيح داده است ، كه كلّا به معناى « ألا » ى استفتاحيه است .
( 3 ) ابن انبارى ، ص 421 : نظر ابو جعفر محمّد بن سعدان مانند نظر قرّاء است ، و يزيدى را ذكر نكرده است . ابن سعدان در سال 231 ( ه ق ) از دنيا رفته است ( غاية النّهايه ، ج 2 ، ص 143 ) . عبد اللّه بن يحيى مبارك ( يزيدى ) قرائت را از پدرش و او از ابو عمرو بن علا گرفته است ( غاية النّهايه ، ج 1 ، ص 463 ) .
( 4 ) در نسخهء « ط » آمده ( مطابق آن چه كه او از مكّى نقل كرده است ) و اين اشتباه واضحى است .
( 5 ) مكّى ، ص 22 ؛ ابن فارس در ص 39 مقالهاش ، نظر احمد بن يحيى را نقل نموده و مىگويد : به دو جهت اين گفتار نادرست است : الف - از علماى قديم زبان عربى چنين سخنى نرسيده است . ب - دليلى هم آن را تأييد نمىكند . « كلّا » ى مشدّد و « كلا » ى مخفّف ، دو چيز جدا از هم هستند .