« التوجيهات فى اصول القرائات » ، نوشتهام و نيازى نمىبينم كه آن را دوباره مطرح كنم .
گفتارى دربارهء وقف بر « كلّا »
« 1 » كلّا در پانزده سورهء قرآن و در 33 مورد به كار رفته و همهء آنها در سورههاى مكّى است « 2 » .
در وقف بر كلّا و ابتدا از آن اختلاف است كه آن بر نظريات دانشمندان زبان عربى استوار است .
عدهاى كلّا را ردّ سخن ما قبل وردع و زجر دانستهاند « 3 » . اين ، ديدگاه خليل ، سيبويه ، اخفش ، مبرّد ، زجّاج و احمد بن يحيى است « 4 » . گروه ديگرى گفتهاند به معناى « حقّا » [ آرى ، حقيقتا ] است ، اسم بوده و به معناى مصدر است و در تقدير چنين است : أحقّ
هامش
( 1 ) احمد بن فارس مقالهاى در مورد « كلّا » دارد ، همچنين ابو جعفر احمد بن رستم طبرى نير رسالهاى در زمينهء « كلّا » نوشته است كه هر دوى آنها در « مكتبة الدوليه » ، رياض ، سال 1402 ( ه ق ) چاپ شده است . مكّى كتابى دارد با عنوان شرح كلّا و بلى و بلى و نعم و وقف بر هر يك از آنها در قرآن ، كه در دمشق ، انتشارات دار المأمون ، 1398 ( ه ق ) چاپ شده است و همهء آنها با تحقيق دكتر احمد حسن فرحات مىباشد . ابو عمرو دانى بارها در كتابش المكتفى اشاره دارد به كتابى كه در زمينهء وقف بر « كلّا و بلى » نگاشته است و به نظر مىرسد ابن جزرى از آن استفاده كرده است ، البته من آن را نيافتم . منابع من ، رسالههاى چاپ شده در زمينهء « كلّا » و كتب وقف و ابتداست .
ضمنا در پاورقىها تنها نام مؤلفان آنها را ذكر كردهام .
در زمينهء مباحث مربوط به كلّا ر . ك : ابن انبارى ، ص 421 ؛ نحاس ، 458 ؛ سخاوى ، 213 ؛ زكريّا و أشمونى ، 22 ؛ لطائف الاشارات ، ص 259 و مغنى ، ص 206 ،
( 2 ) ابن رستم ، ص 24 ؛ مكّى ، ص 27 و سخاوى ، ص 213 .
( 3 ) كلّا حرف ردع و زجر است و يكى از معانى آن همين ردع و زجر است كه در تنبيه مخاطب نسبت به باطل بودن سخنش به كار مىرود و به معنى « نه چنان است » مىباشد ( فرهنگ لاروس ، ج 2 ، ص 1727 ) . م .
( 4 ) الكتاب ، ج 2 ، ص 312 ؛ ابن انبارى ، ص 422 ؛ ابن رستم ، ص 15 ؛ ابن فارس ، ص 36 ؛ مكى ، ص 27 ؛ سخاوى ، ص 213 ب و مغنى ، ص 206 .