تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التمهيد في علم التجويد ( در آمدى بر علم تجويد ) ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
اجازه داده‌اند و من به اين صورت بر استادم أمين الدين عبد الوهّاب ، مشهور به « ابن سلّار » « 1 » قرائت كردم . بعضى از آنان نيز به طور مطلق وقف بر آن را ممنوع كرده‌اند و استاد ما سيف الدّين بن جندى چنين روشى داشت . عده‌اى ديگر كار برد آن را متفاوت دانسته‌اند ، از اين رو در بعضى از موارد با توجه به معناى آن ، وقف كرده‌اند و در موارد ديگرى وقف را منع كرده‌اند . اين نظريه را عموم « اهل اداء » اختيار كرده‌اند مانند مكّى ، عثمان بن سعيد و ديگران . به اين صورت نيز بر اساتيدم قرائت كرده‌ام . كسانى كه بر كلّا وقف كرده‌اند آن را به معنى « ردع » و « زجر » گرفته‌اند : « يعنى مسأله چنين نيست » . پس كلّا ردّ كلام قبلى است ، و در اين زمينه از قول « عجّاج » شاهد آورده‌اند :
قد طلبت شيبان أن ننساكم * كلّا ، و لمّا تصطفق مآتم
« 2 » همچنين ابو عمرو دانى در كتابش الاكتفاء فى الوقف و الابتداء به اين شعر استناد جسته است . و من در اراجيز عجّاج چنين ديدم :
صدّت بنو شيبان أن يصادموا * مقاعسا ، و حادت اللهازم و استسلموا كرها و لم يسالموا * و مالهم منّا أياد داهم كالسّتر لا يعسم فيه عاسم * دون بنى قيس و فيهم عاصم
كلّا ، و لمّا يصطفق مآتم « 3 » « 4 »
هامش
( 1 ) او يكى از اساتيد مؤلف و پيشواى قرائت بوده است و در سال 782 ( ه ق ) وفات يافته است . پس از او ابن جزرى جانشين او گرديد ، ( غاية النهايه ، ج 1 ، ص 482 ) . ( 2 ) ترجمهء شعر : بنو شيبان خواستند كه شما را فراموش كنيم ، هرگز ، تا زمانى كه به عزايشان ننشانيم . ( 3 ) ترجمهء اشعار : بنو شيبان مانع شدند كه با مقاعس برخورد كنند ، و منصرف شدند . با كراهت تسليم شدند در حالى كه واقعا تسليم نشدند ، از ما نعمت‌هايى به آنها نرسيده بود كه مانند پرده‌اى باشد كه طمع كننده‌اى در آن طمع نكند . بنو قيس كه عاصم نيز جزو آنهاست ، هرگز از آنها دست بر نمىداريم تا زمانى كه به عزايشان ننشانيم . ( 4 ) در اين بخش كتاب ، خلط نسبتا بزرگى رخ داده است : در نسخهء « ط » تنها دو بيت اوّل وارد شده و