قاريان از وقف نمودن بر اين موارد بپرهيزند .
همچنين اگر تمام شدن نفس در جايى باشد كه نبايد وقف كرد ، اگر رجوع به ما قبل ناپسند باشد ، بايد از جاى مناسبى ابتدا كرد ؛ مانند وقف هنگام تمام شدن نفس در :
عُزَيْرٌ ابْنُ
، كه نبايد از « عزير » و يا « ابن » شروع كرد ، بلكه بايد از
وَ قالَتِ الْيَهُودُ . . .
« 1 »
شروع كرد . موارد ديگر نيز چنين است .
شيخ عمر بن أميله از طريق راويان حديث نقل مىكند كه « عدىّ بن حاتم » گفت :
دو مرد خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله رسيدند ، يكى از آنان در مقام شهادت ، گفت : من يطع اللّه و رسوله فقد رشد ، و من يعصهما ، و وقف كرد ؛ رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : برخيز [ و به نقلى فرموده است برو ] ، بدگويندهاى هستى « 2 » . گفتهاند : اين روايت دليل عدم جواز وقف بر موضع قبيح است ؛ زيرا رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله آن شخص را به دليل وقف ناپسندش طرد كرد ، چون او ميان دو حالت اطاعت خدا و رسول و سرپيچى از فرمان آنها ، جمع نمود .
در حالى كه بهتر بود بر « رشد » وقف مىكرد ، پس از آن مىگفت : ( و من يعصهما فقد غوى ) « 3 » . به هر حال من معناى حديث را تبيين نمودم ، چگونگى روايت را در كتابى به نام
هامش
( 1 ) توبه ، آيهء 30 :وَ قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ . . ..
( 2 ) در نسخهء « ط » نوشته شده است « تو بدگويندهاى هستى » .
( 3 ) حديث به روايتهاى متعددى آمده است . علما دربارهء سبب و رمز گفتار پيامبر صلّى اللّه عليه و إله : ( قم أو اذهب ) آراى مختلفى اظهار كردهاند . دستهاى آن را مربوط به « و من يعصهما » مىدانند ، در صورتى كه آن مرد بايد مىگفت : ( و من يعص اللّه و رسوله ) . عدهاى ديگر گفتهاند بر آن شخص لازم بود كه بر « رشد » وقف مىنمود ، پس از آن مىگفت : ( و من يعصهما ) ( صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 592 ؛ سنن ابى داود ، ج 4 ، ص 295 ؛ نسائى ، ج 6 ، ص 90 ؛ در نسائى ، شرح حديث توسط سيوطى را مطالعه كنيد ؛ جامع الاصول ، ج 11 ، ص 739 ؛ نحاس ، ص 88 و لطائف ، ص 255 ) .