تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التمهيد في علم التجويد ( در آمدى بر علم تجويد ) ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
وقف در قول خداوند
يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ
. اگر كسى همزه را در :
إِنَّ اللَّهَ
با كسره بخواند وقف بر « فضل » كافى است و از ( انّ اللّه ) ابتدا مىكند ، ولى اگر آن را فتحه دهد ، بايد به وصل بخواند . « 1 » گاهى وقف بنا به معنايى كافى است ، امّا همان موضع وقف ، بنا به تأويل ديگرى غير كافى است ؛ مانند
يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ
. اگر « ما » در
وَ ما أُنْزِلَ
( بقره ، آيهء 102 ) نافيه فرض شود وقف بر « السحر » كافى است ، ولى در صورتى كه آن را بمعنى « الذّى » بگيريم ، به وصل خوانده مىشود . من مىگويم اين جا « ما » نافيه است . « 2 » يا مثل قول خداوند :
فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ
اگرهاى ضمير « عليه » اشاره به ابو بكر باشد ، وقف كافى است . اين قول سعيد بن جبير است كه گفت : چون پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله هميشه داراى سكينه و آرامش است ، « 3 » اما اگر ها ضمير را به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله ارجاع دهيم ، وقف بر ( عليه ) كافى نيست و بايد به وصل خواند . « 4 » و از اين قبيل است قول خداوند :
حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ
،
هامش
كسائى ، ابو جعفر و خلف با نون و جزم « نكفّر » خوانده‌اند ( ر . ك : السّبعه ، ص 191 ؛ الكشف ، ج 1 ، ص 317 ؛ النّشر ، ج 2 ، ص 236 ؛ نحاس ، ص 200 و زكريا و أشمونى ، ص 65 ) . ( 1 ) آيهء 171 سورهء آل عمرانيَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ وَ أَنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ؛ بر نعمت و فضل خدا و اين كه خداوند پاداش مؤمنان را تباه نمىگرداند ، شادى مىكنند » . كسائى « و ان اللّه » را با همزهء مكسور خوانده و آن را استيناف و جملهء جديد فرض كرده است . بقيهء قرّاء ، آن را عطف بر « بنعمة » قرار داده و با فتحه خوانده‌اند ( السّبعه ، ص 219 ؛ الكشف ، ج 1 ، ص 364 ؛ النّشر ، ج 2 ، ص 244 و نحاس ، ص 240 ) . ( 2 ) خداوند فرمود :. . . يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَ ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ؛ به مردم سحر مىآموختند . [ و نيز از ] آن چه بر آن دو فرشته ، هاروت و ماروت ، در بابل فرو فرستاده شده بود [ پيروى كردند ] » . براى مفسران و قاريان در مورد « ما » دو قول است : نافيه و موصوله ( ر . ك : ابن انبارى ، ص 525 ؛ نحاس ، ص 156 ؛ ابو عمرو دانى ، ص 28 ؛ طبرى ، ج 1 ، ص 155 ؛ قرطبى ، ج 2 ، ص 50 ؛ البحر المحيط ، ج 1 ، ص 328 ؛ اعراب القران للعكبرى ، ج 1 ص 55 و زكريا و أشمونى ، ص 45 ) . ( 3 ) هاء ضمير در « عليه » به رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله اشاره دارد و استدلالى كه آن را به سعيد بن جبير نسبت داده‌اند ، صحيح نيست ( ر . ك : علامه طباطبائى ، ترجمهء تفسير الميزان ، انتشارات اسلامى ، قم 1364 ، ج 9 ، ص 374 - 380 ) . م . ( 4 ) در آيهء 40 سورهء توبه آمده است :. . . إِذْ هُما فِي الْغارِ إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ