خارج مىشود . ميم حرفى مجهور ، بين شدت و رخوت و داراى انفتاح و استفال « 1 » و نظير « باء » است ؛ زيرا مخرج تلفظ آن دو ، يكى است و اگر غنّه و جريان نفس همراه با آن ، در ميم نبود به باء تبديل مىشد .
همچنين ميم شبيه نون نيز هست ؛ زيرا هر دوى آنها غنّوى هستند كه از فضاى بينى خارج مىشوند . همچنين هر دوى آنها مجهور هستند و به همين سبب اين دو حرف در عربى به يك ديگر تبديل شدهاند و مىگويند : غين و غيم و يا براى بعد و دورى مىگويند : الندى و المدى . « 2 »
اگر ميم ساكن باشد و بعد از آن فاء يا واو بيايد ، لازم است كه ميم اظهار شود ، مانند
هُمْ فِيها
( بقره ، آيهء 39 ) ؛
وَ يَمُدُّهُمْ فِي
( بقره ، آيهء 15 ) و
وَ عِدْهُمْ وَ ما
( إسراء ، آيهء 64 ) و مانند آن .
اگر ميم ساكن باشد و بعد از آن باء بيايد ، دربارهء چگونگى تلفظ آن اختلاف است ؛ بعضى آن را اظهار و بعضى اخفا مىكنند ، گروهى ، از جمله ابن مجاهد و ابن بشر « 3 » و ديگران آن را اخفا مىكردند و دانى هم اين مطلب را گفته است ، ولى ابن منادى و ديگران آن را ادغام نمودهاند . « 4 »
احمد بن يعقوب تائب « 5 » مىگويد : آشكار كردن « ميم » ساكن و ترك ادغام آن در
هامش
( 1 ) . توصيف جديد ميم با گفتهء علماى قديم تفاوتى ندارد . در تلفظ ميم لبها كاملا روى هم قرار دارند و هوا از راه بينى جريان پيدا مىكند و به همين دليل آواى متوسط به شمار مىرود . ميم حرفى مجهور است و با نون تفاوتى ندارد ، مگر در موضع حبس هوا يا نقطهء اتصال اندامها كه در ميم ، لبها و در نون ، زبان يا لثه است .
( 2 ) . القلب و الابدال ، ص 17 ، 19 و لسان العرب ، مادهء غيم ، غين ، مدى و ندى .
( 3 ) . ابو الحسن على بن محمد بن بشر انطاكى است . او پيشواى حاذق علم قرائت و موثق بود . وى در سال 377 ( ه . ق ) در گذشت ( غاية النهاية ، ج 1 ، ص 564 ) .
( 4 ) . در نسخهء « ط » آمده است كه آن را اظهار مىكنند ، ولى دانى اخفاى آن را از ابن منادى نقل كرده است .
( 5 ) . ابو طيب انطاكى ، قارى حاذق و زبر دستى كه به سال 340 ( ه ق ) در گذشت ( غاية النهاية ، ج 1 ، ص 151 ) .