از فضاى بينى خارج مىشود ، كه احكام سكون آن را در بخش جداگانهاى خواهم آورد ، امّا سخن در اين جا دربارهء نون داراى حركت است .
اگر بعد از آن ، الف اماله بيايد ، قارى بايد آن را ترقيق كند ، نه اين كه مانند بعضى مردم آن را تغليظ كند . هنگام تكرار ، آشكار كردن آنها لازم است و اگر اوّلى مشدّد باشد ، تأكيد در بيان آنها بيشتر است ؛ زيرا سه نون با يكديگر جمع شدهاند ، مانند
وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ
( ص ، آيهء 88 ) . امّا آيهء شريفه
ما لَكَ لا تَأْمَنَّا
( يوسف ، آيهء 11 ) از نظر قرّاء هفتگانه به دو صورت خوانده مىشود : اوّل به حركت بعد از ادغام با لبها اشاره مىشود كه بنابراين ، ادغام خواهد بود . دوم اشاره به حركت نون اوّل كه در اين صورت اخفاء مىباشد « 1 » .
اگر تنوين ، با همزهء متحرك ملاقات كند ، طبق قرائت ورش « 2 » تنوين حركت مىگيرد ، مانند
مِنْ سُلْطانٍ إِنِ الْحُكْمُ
( يوسف ، آيهء 40 ) كه سه نون مكسور پشت سر هم درآمده است .
هاء
« 3 » پيشتر گذشت كه مخرج هاء ، همان مخرج همزه است ( از وسط مخرج اوّل از مخارج حلق ، يعنى بعد از مخرج همزه ) . هاء حرفى مهموس ، داراى رخوت ، انفتاح ، استفال و صفت خفاست ، اگر همس و رخوت همراه با خفاى شديد در هاء نبود ، به همزه تبديل مىشد و همين طور اگر شدت و جهر در همزه نبود به هاء تبديل مىشد ؛ زيرا مخرجشان يكى است « 4 » و به همين دليل در زبان عربى ، در بعضى جاها اين دو
هامش
علماى قديم عربى تفاوت چندانى ندارد ، جز اين كه امروزه بيشتر ، مخرج آن را با راء و لام يكى مىدانند ، امّا در قديم نظر اكثر بر اين بود كه هر كدام داراى يك مخرج هستند .
( 1 ) . السبعة ، ص 345 ؛ ابراز المعانى ، ص 532 و النشر ، ج 1 ، ص 296 [ منظور از صورت اوّل ، ادغام همراه با اشمام است و صورت دوم اختلاس ضمّهء نون مىباشد . م ] .
( 2 ) . ر . ك : النشر ، ج 2 ، ص 409 .
( 3 ) . الرعاية ، ص 129 ؛ التحديد ، ص 100 و اللطائف ، ص 222 .
( 4 ) . توصيف جديد هاء نيز تأييد مىكند كه مخرج هاء از عميقترين مخارج حنجره است و در