حرف به يك ديگر تبديل مىشوند ؛ مثلا مىگويند : ماء ، كه اصل آن ماه است و ماء از موه گرفته شده كه موه نيز اعلال شده است . و همين طور است « أرقت الماء و هرقت الماء » « 1 » و نيز در جاهاى ديگر . در اين جا حروف از يك مخرج هستند ، امّا صفاتشان مختلف است ، به همين دليل صداى هر حرفى از ديگر حروف متفاوت است .
از آنجا كه هاء حرفى داراى خفاست ، بايد در آشكار كردن آن كوشيد ، خصوصا اگر تكرار شود - چه اين تكرار در يك كلمه باشد يا دو كلمه - زيرا خفاى آن تكرار مىشود و به سبب اجتماع دو حرف مانند هم ، زمينهء ادغام پيش مىآيد ؛ مانند
وُجُوهُهُمْ
( آل عمران ، آيهء 106 ) ؛
وَ يُلْهِهِمُ
( حجر ، آيهء 3 ) ؛
فِيهِ هُدىً
( بقره ، آيهء 2 ) و
فَاعْبُدُوهُ هذا
( آل عمران ، آيهء 51 ) « 2 » و . . .
اگر هاء مشدّد بوده و در مانند خود ادغام شده باشد ، بايد آشكار شود ؛ مانند
أَيْنَما يُوَجِّهْهُ
( نحل ، آيهء 76 ) خصوصا اگر قبل از آن حرف مجهورى باشد ؛ مانند مثالى كه گذشت ؛ زيرا اصل آن « يوجهه » با دو « هاء » بوده است و در اصل به همين صورت ضبط شده است . هاء اوّل به علت حرف شرط « اينما » ساكن شده و در دوّمى ادغام شده است . همين طور هر هاء مشدّد بايد بيان شود ؛ مانند
فَمَهِّلِ
( طارق ، آيهء 17 ) .
امّا دربارهء اظهار يا ادغام هاء ( سكت ) در آيهء شريفه
مالِيَهْ . هَلَكَ
( حاقه ، آيهء 28 و 29 ) اختلاف است . بهتر است هاء سكت به دليل عارضى بودنش در غير خودش ادغام نشود و بر آن وقف شود ، ولى بعضى به خاطر همانندى آن دو و سكونهاى اوّل آنها را ادغام مىكنند . « 3 »
اگر هاء ساكن باشد و بعد از آن حرف ديگرى بيايد ، بايد به خاطر خفاى هاء ، آن را
هامش
مخرج با همزه مشترك است ، ولى هاء همس و رخاوت دارد .
( 1 ) . ر . ك : القلب و الابدال ، ص 25 و لسان العرب ، مادهء راق ، موه .
( 2 ) . در قرائت بدون ادغام كبير ( النشر ، ج 1 ، ص 284 ) .
( 3 ) . النشر ، ج 2 ، ص 21 .