آن كم است . « 1 »
شريح در نهاية الاتقان مىگويد : بعضى از عربها تاء را به طاء تبديل كرده ، سپس طاء اول را در آن ادغام مىكنند و مىگويند . ( احطّ ) و ( فرّطّ ) ، اين در كلام مردم جايز است ، ولى در كلام خداوند ( قرآن ) جايز نيست . « 2 »
اگر طاء مشدّد باشد آشكار ادا كردن آن لازم است ، مانند :
اطَّيَّرْنا
( نمل ، آيهء 47 ) ،
أَنْ يَطَّوَّفَ
( بقره ، آيهء 158 ) و الّا زبان در تلفظ آن به رخوت مىگرايد .
ظاء
« 3 » پيشتر گفته شد كه مخرج ظاء همان مخرج ذال و ثاء است ؛ يعنى دهمين مخرج .
ظاء حرفى است مجهور و داراى صفت رخوت ، اطباق و استعلا « 4 » و سخن دربارهء تفخيم آن گذشت . اگر ظاء ساكن باشد و بعد از آن تاء بيايد ، اظهار آن واجب است تا به ادغام نزديك نشود ؛ « 5 » مانند
أَ وَعَظْتَ
( شعراء ، آيهء 136 ) كه فقط همين يك مورد در قرآن كريم آمده است .
مكّى مىگويد : در اظهار ظاء هيچ اختلافى بين قرّاء نيست . « 6 » دانى در التحديد دربارهء ادغام ظاء در تاء مىگويد : از ابو عمرو و كسائى مطلبى آمده كه تلفظ و تلاوت به
هامش
( 1 ) . ايشان سليم بن عيسى ، استاد قرائت و اهل كوفه است كه از اصحاب خاص حمزه و آشناترين شخص به قرائت او است كه بعد از وى روش او را در قرائت حفظ كرد و در سال 188 ( ه ق ) در گذشت . ( غاية النهاية ، ج 1 ، ص 318 ) ، و خلف بن هشام البراز يكى از راويان قرائت حمزه از طريق سليم و در سال 229 ( ه ق ) در گذشت . ( غاية النهاية ، ج 1 ، ص 272 ) .
( 2 ) . شرح المفصل ، ج 10 ، ص 151 .
( 3 ) . الرعاية ، ص 194 ؛ التحديد ، ص 104 ب و اللطائف ، ص 232 .
( 4 ) . ظاء نظير اطباقى ذال است .
( 5 ) . الرعاية ، ص 196 .
( 6 ) . همان ، ص 196 .