ابن جنّى ( در كتاب التنبيه ) و نيز ديگران نقل كردهاند كه در كلام بعضى از عربها ، ضاد كاملا مانند ظاء تلفظ مىشود ، البته اين بسيار عجيب است ، گرچه براى عامه آسان است . « 1 »
بعضى از مردم ( بيشتر مردم مصر و بعضى از اهالى مغرب زمين ) ضاد را پايينتر از مخرجش و ممزوج با طاء تلفظ مىكنند و بهتر از آن هم نمىتوانند تلفظ كنند .
ساكنان منطقه زيلع « 2 » ضاد را لام تفخيم شده تلفظ مىكنند . گفتنى است كه اگر شخصى نتواند اين حرف را با استعداد خويش از مخرجش تلفظ كند ، آموزش و تمرين در يادگيرى او سودى ندارد .
اگر بعد از ضاد يكى از حروف اطباق بيايد ، حفظ تلفظ آن لازم است ، تا زبان به سبكتر از تلفظ آن ؛ يعنى ادغام سوق پيدا نكند ، مانند
فَمَنِ اضْطُرَّ
( بقره ، آيهء 173 ) و
ثُمَّ أَضْطَرُّهُ
( بقره ، آيهء 126 ) « 3 » .
هنگامى كه ضاد ساكن باشد و بعد از آن يكى از حروف الفبا بيايد آشكار كردن آن لازم است و الّا زبان به تلفظ حرف آسانتر از ضاد ميل پيدا مىكند « 4 » ؛ مانند
أَفَضْتُمْ
هامش
( 1 ) . اين مطلبى است كه ابن يعيش ( شرح المفصل ، ج 10 ، ص 127 ) گفته است : « ضاد ضعيف در گويش مردمى وجود دارد كه تلفظ آن بر ايشان مشكل است و چه بسا آن را ظاء تلفظ كنند و آن را از تيغهء زبان و سر دندانهاى پيشين تلفظ مىكنند » . اين تلفظ اكنون در بيشتر كشورهاى عربى به جز كشورهاى خليج [ فارس ] و شبه جزيره [ عربستان ] شايع است .
( 2 ) . الزيلع : كوهى است در سودان به سمت حبشه كه ساكنان آن مسلمان هستند .
زمخشرى مىگويد ، لام بدل از ضاد است . آنها در اضطجع ، الطجع مىگويند ( شرح المفصّل ، ج 10 ، ص 45 ، 46 ) . برجشتراسر معتقد است : تلفظ ضاد به صورت لام اطباقى تا حدود زيادى متناسب با توصيف زبان شناسان عرب است ، اهل حضرموت و مردم اندلس ضاد را چنين تلفظ مىكردند ( التطور النحوى ، ص 19 ) .
( 3 ) . اشارهء مؤلف به اين مطلب ، به دليل ترس از تأثير پذيرى ضاد - خصوصا هنگام تلفظ شديد آن - از طاء است كه در آن ادغام مىشود كه در قرائات شاذ آمده است و نقل شده است كه ابن محيصن « اطّرّ » و « ثم اطّرّه » قرائت مىكرد ( الشواذ ، ص 11 ، و اتحاف فضلاء البشر ، ص 177 ) .
( 4 ) . يعنى ضاد از حرف بعد از خود تأثير مىپذيرد و به آن نزديك مىشود و در « افضتم » و « خضتم » ممكن است ، ضاد از تاء تأثير پذيرفته مهموس شده ، به طاء تبديل مىشود و در تاء ادغام گردد