اطباق ، استعلا و استطاله است . « 1 »
گفتنى است براى زبان ، حرفى مشكلتر از ضاد نيست و مردم در تلفظ آن نسبت به يك ديگر متفاوتاند ، بعضى از مردم آن را كاملا به صورت ظاء تلفظ مىكنند ( بيشتر شامىها و بعضى از مردم مشرق زمين « 2 » ) ، زيرا با ظاء در تمامى صفات مشترك است امّا علاوه بر صفات مشترك داراى صفت استطاله است ، و اگر صفت استطاله و اختلاف مخرج آن دو نبود ، به ظاء تبديل مىشد .
تلفظ كلام خداوند به اين صورت [ به صورت ظاء . م ] جايز نيست ؛ زيرا معناى آن با مراد خداوند متعال مخالف است ؛ چون اگر
الضَّالِّينَ
را با ظاء تلفظ كنيم ، معناى آن « ماندگاران » مىشود و اين خلاف مراد خداوند است و نماز را باطل مىكند ، در حالى كه معناى ضلال با ضاد ضد هدايت است ؛ مانند
ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلَّا إِيَّاهُ
( اسراء ، آيهء 67 ) و
وَ لَا الضَّالِّينَ
( فاتحه ، آيهء 7 ) و مانند آن . ولى
ظَلَّ
با ظاء به معناى دوام و ماندگارى است ؛ مانند
ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا
« 3 » ( نحل ، آيهء 58 ) . كسى كه ضاد را ظاء تلفظ مىكند ، مانند كسى است كه سين را صاد تلفظ مىكند ؛ مانند
أَسَرُّوا النَّجْوَى
( انبيا ، آيهء 3 ) و
أَصَرُّوا وَ اسْتَكْبَرُوا
( نوح ، آيهء 7 ) . اوّلى از ريشهء « سرّ » و دوّمى از « اصرار » است . « 4 »
هامش
( 1 ) . تلفظ ضاد نزد عرب زبانان با توصيف دانشمندان زبان شناسى تفاوت دارد ، هم چنان كه توليد صداى آن در بين مردم نيز متفاوت است ، اكثر عربها آن را مثل دال تفخيم شده و درشت تلفظ مىكنند ؛ يعنى صدايى دندانى - لثهاى ، داراى شدت ، جهر و اطباق . اين حرف از نظر صفت و مخرج با توصيف آواشناسى اختلاف دارد ، همانطور كه بعضى از مناطق عربى آن را ظاء يا شبيه به آن تلفظ مىكنند و مؤلف به اين دو نوع تلفظ ضاد در زمان خود - كه قبل از او نيز وجود داشته - اشاره كرده است . براى توضيحات بيشتر ر . ك : شرح المفصل ، ج 10 ، ص 127 ؛ الوجيز ، ص 185 و الاصوات ، ص 46 ، 82 .
( 2 ) . امروزه اين تلفظ در بيشتر كشورهاى خليج [ فارس ] و شبه جزيره عربستان و بعضى جاهاى ديگر شايع است .
( 3 ) . در نسخهء « ط » « و هو كظيم » اضافه شده است .
( 4 ) . التحديد ، ص 109 .