صاد حرفى مهموس ، داراى رخوت ، اطباق ، استعلا و صفير « 1 » است و در بحث « خاء » نيز دربارهء تفخيم آن سخن گفتيم .
اگر صاد ساكن ، قبل از دال قرار گيرد ، بايد خالص تلفظ شود و اطباق و استعلاى آن آشكار شود ، در غير اين صورت به زاى تبديل مىشود ؛ مانند
أَصْدَقُ
( نساء ، آيهء 87 ) و
يُصْدِرَ
( قصص ، آيهء 23 ) ، مگر كسى كه شيوه تشريب را پيش گيرد . « 2 »
اگر بعد از صاد ، طاء بيايد ، در اين جا نيز بايد اطباق و استعلاى آن آشكار گردد و الّا به زاى تبديل مىشود ؛ مانند
اصْطَفى
( بقره ، آيهء 132 ) ،
يَصْطَفِي
( حج ، آيهء 75 ) و مانند آن ، « 3 » و اگر بعد از آن تاء آورده شود ، بايد اطباق و استعلاى آن آشكار شود ، زيرا در غير اين صورت ممكن است زبان ، آن را به سين تبديل كند ، چون سين از صاد به تاء نزديكتر است ؛ « 4 » مانند
وَ لَوْ حَرَصْتَ
( يوسف ، آيهء 103 ) و
حَرَصْتُمْ
( نساء ، آيهء 129 ) و مانند آن .
ضاد
« 5 » گفتيم كه مخرج ضاد ، چهارمين مخرج از مخارج دهان است ( اوّل كنارهء زبان و قسمتى از زبان كه مقابل دندانهاى آسياست ) . ضاد حرفى مجهور ، داراى رخوت ،
هامش
( 1 ) . يعنى صاد نظير سين است ، ولى اطباق دارد .
( 2 ) . در قرائت حمزه ، اگر صاد ساكن باشد و بعد از آن دال بيايد ، صاد اشمام مىشود ، يعنى بين صاد و زاى تلفظ مىشود ؛ به عبارت ديگر صاد به تأثير از دال مجهور مىشود ، ولى اطباق آن حفظ مىگردد : پس ، از صاد مجهور به « بين صاد و زاى » تعبير مىشود ( السبعة ، ص 106 ؛ الكشف ، ج 1 ، ص 34 و شرح المفصل ، ج 10 ، ص 127 ) .
( 3 ) . با توجه به اين نكته كه صاد مهموس ، و طاء - طبق تلفظ و توصيف قدما - مجهور است ممكن است صاد از طاء تأثير بپذيرد و صاد مجهور شود . امّا اين پديده در تلفظ ما روى نمىدهد ، زيرا در تلفظ ما ، طاء با صاد ، در اطباق و همس تناسب دارد و تلفظ آنها سهل و ساده است .
( 4 ) . زيرا سين ، صاد و تاء در صفت همس مشتركاند ، اما سين و تاء در انفتاح [ نيز ] اشتراك دارند .
( 5 ) . الرعاية ، ص 158 ؛ التحديد ، ص 108 ب و اللطائف ، ص 226 .