حال اگر پس از دال الف بيايد ، بايد به صورت ترقيق شده ، تلفظ شود .
ذال
« 1 » چنان كه آمد مخرج آن ، مخرج ثاء مىباشد و آن دهمين مخرج دهان است ، ذال حرفى مجهور و صفت رخوت ، انفتاح و استفال دارد و به دليل دارا بودن صفت جهر از ثاء قوىتر است و اگر جهر در ذال نبود به ثاء « 2 » تبديل مىشد و اگر همس در ثاء نبود به ذال « 3 » تبديل مىشد .
اگر بعد از ذال ، الف بيايد ، بايد ذال با ترقيق تلفظ شود ؛ مانند « ذلك » ( بقره ، آيهء 2 ) و « ذات » ( انفال ، آيهء 1 ) و مانند آن . اگر ترقيق ذال حفظ و رعايت نشود ، تفخيم به آن وارد شده و آن را به سوى اطباق مىكشد كه در اين صورت به ظاء تبديل مىشود .
وقتى كه ذال ساكن باشد و بعد از آن ظاء بيايد ، ادغام آن در ظاء لازم است ، مانند
إِذْ ظَلَمُوا
( نساء ، آيهء 64 ) و
إِذْ ظَلَمْتُمْ
( زخرف ، آيهء 39 ) . فقط همين دو مورد در قرآن كريم وجود دارد ، در اين جا بايد بعد از همزه ، ظاء را مشدّد تلفّظ كرد . « 4 »
هنگامى كه بعد از ذال حرف مهموس بيايد ، جهر آن بايد آشكار شود ، و الّا به ثاء تبديل مىشود ؛ مانند
وَ اذْكُرُوا إِذْ كُنْتُمْ
( اعراف ، آيهء 86 ) .
اگر بعد از ذال ، نون بيايد ، مانند
فَنَبَذْناهُ
( صافات ، آيهء 145 ) ،
وَ إِذْ نَتَقْنَا
( اعراف ، آيهء 171 ) بايد آن را اظهار كرد و الّا ممكن است كه در نون ادغام شود . اگر ذال با راء
هامش
( 1 ) . الرعاية ، ص 198 ؛ التحديد ، ص 105 و اللطائف ، ص 237 .
( 2 ) . در « ط » آمده « و آن مجهور و داراى انفتاح است و نيز داراى صفت رخوت ، انفتاح و استفال است و از ثاء به دليل جهر ، قوىتر است و با ثاء در ديگر صفات مشترك است و اگر جهر نداشت به ثاء تبديل مىشد » .
( 3 ) . ذال نظير مجهور ثاء مىباشد و دربارهء ثاء گذشت كه مانند ذال و ظاء است و توصيف قدما و دانشمندان جديد دربارهء اين حرف تفاوتى ندارد . ذال نظير ظاء است در حالى كه داراى انفتاح است .
( 4 ) . التحديد ، ص 105 ، و النشر ، ج 2 ، ص 19 .