استعلا مفتوح باشد ، قسم ديگر كه تفخيم آن كمتر است ، آن است كه يكى از آن حروف مضموم باشد و پايينترين مرتبهء تفخيم هنگامى است كه حروف استعلا مكسور باشد .
اين ، گفتارى نيك است ، اما به نظر من آنها بر پنج قسماند ، قسمى كه تفخيم آن كامل است و آن وقتى است كه بعد از حرف استعلا الف باشد ، و پايينتر از آن مفتوح بودن حرف استعلاست ، پس از آن مضموم بودن آن است و پس از آن ساكن بودن آن است و بالاخره پايينترين رتبه ، مكسور بودن آن است . « 1 »
بايد مواظب بود كه به هنگام تفخيم « خاء قبل از الف » ، الف بعد از آن تفخيم نشود ، كه اين خطاست و جايز نيست ، گرچه بسيارى از قاريان كه اكنون تعليم قرائات به دست آنهاست چنين مىكنند و گمان مىبرند كه حروف را نيك ادا مىكنند . پس در اين جا الف بدون تفخيم تلفظ مىشود ، همان گونه كه در « هاء » و « ياء » الف بدون تفخيم تلفظ مىشود .
جعبرى « 2 » مىگويد :
و إيّاك و استصحاب تفخيم لفظها * إلى الألفات التّاليات فتعثرا
« 3 » استاد ما ابن جندى « 4 » قدّس سرّه مىگفت : تفخيم الف بعد از حروف استعلا خطاست ؛ مانند اين آيات شريفه : « خائفين » ( بقره ، آيهء 114 ) ؛ « الغالبين » « 5 » ( اعراف ، آيهء 113 ) ؛ « قال » ، ( بقره ، آيهء 30 ) ، « طال » ( انبيا ، آيهء 44 ) ؛ « خالق » ( انعام ، آيهء 102 ) و « غالب » ( آل عمران ، آيهء 160 ) و مانند اينها .
بعضى از قراء خاء مجاور الف را تفخيم مىكنند ، امّا در مانند اين مثالها آن را
هامش
( 1 ) . در نسخهء « ط » آمده است « و آن مفتوح بدون الف است ، و نوع ديگر آن مضموم بودن آن است و پايينتر از آن ساكن بودن آن است و پايينتر از آن مكسور بودن حرف استعلاست » .
( 2 ) . او ابراهيم بن عمر ، محققى حاذق و ثقهاى كبير است و داراى تصنيفات در علم قرائت است . او به سال 732 ( ه - ق ) ! در الخليل در گذشت ، ( غاية النهاية ، ج 1 ، ص 21 ) .
( 3 ) . بپرهيز كه تفخيم تلفظ خاء به الفهاى بعد از آن كشيده نشود كه تلفظ آنها مشكل مىشود .
( 4 ) . ابو بكر بن أيدغدى ، يكى از بزرگان علم قرائات و از اساتيد ابن جزرى است كه به سال 769 ( ه - ق ) در گذشت ( غاية النهايه ، ج 1 ، ص 180 ) .
( 5 ) . در همهء نسخهها « غالبين » آمده است ، ولى در قرآن كريم « الغالبين » آمده است .