زاى حرفى مجهور داراى انفتاح ، استفال و صفير است . « 1 »
اگر زاى ساكن باشد تميز آن از حرف بعدش و اشباع لفظ آن واجب است ، چه آن حرف مهموس باشد يا مجهور ، مانند
ما كَنَزْتُمْ
( توبه ، آيهء 35 ) ؛
تَزْدَرِي
( هود ، آيهء 31 ) ؛
أَزْكى
( بقره ، آيه 232 ) ،
مُزْجاةٍ
، ( يوسف ، آيهء 88 ) ؛
لَيُزْلِقُونَكَ
( قلم ، آيهء 51 ) و
وِزْرَكَ
( شرح ، آيهء 2 ) و مانند اينها . « 2 »
اگر زاى تكرار شود آشكار ادا كردن آن به خاطر ثقيل بودن تلفظ ، واجب است ؛ مانند
فَعَزَّزْنا بِثالِثٍ
( يس ، آيهء 14 ) .
اگر بعد از آن الف بيايد ، بايد زاى ترقيق شود ؛ مانند
ما زادُوكُمْ
( توبه ، آيهء 47 ) و
الزَّانِيَةُ
( نور ، آيهء 2 ) و مانند آن .
سين
« 3 » دربارهء سين گفته شد كه مخرج آن همان مخرج زاى است و آن ، مهموس ، داراى رخوت ، انفتاح ، استفال و صفير است . اگر صفت همس در آن نبود به زاى تبديل مىشد و اگر در زاى جهر نبود به سين تبديل مىشد . پس اختلاف آنها در شنيدن به جهر و همس آنها بر مىگردد . « 4 »
هامش
( 1 ) . دانشمندان جديد از مخرج زاى و همين طور سين و صاد به « دندانى - لثهاى » تعبير مىكنند و اين با تعبير علماى قديم عرب تفاوتى ندارد ، مگر اين كه ايشان گفتهاند : زبان به دندانهاى بالا تكيه دارد ، نه دندانهاى پايين . سيبويه از مخارج اين حروف چنين تعبير كرده است : آن چه بين تيغهء زبان و بخش فوقانى دندانهاى پيشين است ( الكتاب ، ج 2 ، ص 405 ) . اما در توصيف صفات اختلافى نيست ( د . انيس ، ص 63 ؛ د . بشر ، ص 120 ؛ د . احمد مختار 69 ؛ الوجيز ، ص 187 ) .
( 2 ) . زاى و سين تفاوتى با يك ديگر ندارند ، جز اين كه اوّلى مجهور و دومى مهموس است . پس اگر زاى ساكن باشد ممكن است با نظير مهموس خود اشتباه شود ، خصوصا در حالى كه بعد از آن حرف مهموس بيايد .
( 3 ) . الرعاية ، ص 185 ؛ التحديد ، ص 106 و اللطائف ، ص 244 .
( 4 ) . سين نظير مهموس زاى ، و نظير داراى انفتاح صاد است .