اگر هاء با آن برخورد كند آشكار كردن و بيان حاء حتما لازم است تا هاء در آن ادغام نشود ؛ زيرا مخرج آنها نزديك است و همين طور حاء از هاء قوىتر است و آن را به سوى خود مىكشد و مردم زيادى دچار اين مشكل هستند ؛ مانند :
فَسَبِّحْهُ
( ق ، آيهء 40 ) كه آشكار كردن حاء لازم است .
خاء
« 1 » دربارهء اين حرف گفتيم كه مخرج آن از ابتداى مخرج سوّم حلق است و آن محلى است كه پس از دهان قرار دارد ، خاء داراى همس ، استعلا ، رخوت و انفتاح است « 2 » و به هنگام تلفظ آن بايد حق آن را از صفاتش ادا كرد .
اگر بعد از خاء الف در آيد ، ناگزير بايد خاء تفخيم شود زيرا داراى استعلاست و تمام حروف استعلا چنين هستند ، همچنين اگر خاء مفتوح باشد ، اگر چه بعد از آن الف نباشد ، حكمش چنين است . ابن طحان اندلسى در التجويد مىگويد : مفخّمها بر سه گونهاند : قسمى كه تفخيم در آن كامل است ، و آن هنگامى است كه يكى از حروف
هامش
( 1 ) . الرعاية ، ص 142 ؛ التحديد ، ص 101 و اللطائف ، ص 224 .
( 2 ) . مخرج خاء و غين ( آن گونه كه علماى عرب گفتهاند ) از نزديكترين قسمت حلق نسبت به دهان مىباشند و بعد از آن دو ، قاف و سپس كاف است ، امّا امروزه آن دو را اين گونه توصيف مىكنند :
اين دو حرف [ خاء و غين ] و كاف از حروف نرمكامى هستند و آن دو از قاف به لبها نزديكترند و قاف از آن دو به حلق نزديكتر است ؛ زيرا قاف لهوى است ( د . كمال بشر ، ص 121 و د . احمد مختار ، ص 272 ) . اكنون مجال بحث دربارهء علت اختلاف نيست و فقط اشاره مىكنم كه بعضى علماى عرب دريافتهاند كه خاء و غين از حروف عقب دهانى هستند . مبرد ( المقتضب ، ج 1 ، ص 192 ) مىگويد : و سوّمين مخرج كه عبارت است از نزديكترين حروف حلق نسبت به دهان ، مخرج خاء و غين است و در الجمهرة ج 1 ، ص 8 نيز مانند همين مطلب آمده است . ابن سينا خاء و قاف را داراى يك مخرج مىداند او در ( اسباب حدوث الحروف ، ص 16 ) دربارهء خاء مىگويد . . . بين زبان كوچك و كام . . . » و مىگويد : غين و كاف داراى يك مخرج هستند كه از مخرج قبلى به دهان نزديكترند . در احكام تنوين مىآيد كه بعضى از قراء خاء و غين را از حروف اخفا ( مانند بقيه حروف دهان ) قرار دادهاند و همزه ، هاء ، عين و حاء را حلقى دانستهاند .