مانند اينها .
فصل دوّم :
اگر بعد از باء ، حرف الف در آيد ، واجب است كه قارى « باء » را ترقيق شده ادا كند ، به ويژه اگر پس از الف حروف استعلا يا اطباق بيايد ؛ مانند
باغٍ
( بقره ، آيهء 173 ) ؛
بارِئِكُمْ
( بقره ، آيهء 54 ) ؛
باسِطٌ
( كهف ، آيهء 18 ) ؛
الْأَسْباطِ
( بقره ، آيهء 136 ) ؛
الْباطِلَ
( انفال ، آيهء 8 ) . و
بالِغَ
( مائده ، آيهء 95 ) و مانند اينها . شمار زيادى از قاريان تعمّد دارند كه باء را شديد تلفظ كنند ، امّا از حد آن خارج شده و همچنين آن را با تفخيم ادا مىكنند كه بايد از آن پرهيز كرد ، همچنين بايد هنگام ترقيق دقت كرد كه اماله « 1 » وارد آن نشود كه عموم اهل مغرب چنين مىكنند .
تاء « 2 »
همانطور كه گفته شد « تاء » از هشتمين مخرج دهان خارج مىشود ( بالاى دندانهاى پيشين بالا كمى متمايل به طرف كام مقابل تيغه زبان ) . تاء حرفى مهموس ، شديد ، داراى انفتاح و استفال است . گفته شده اين حرف از حروف قلقله است كه بسيار بعيد است ؛ زيرا حروف قلقله داراى جهر و شدتاند اگر تاء چنين بود ، كاف نيز بايد مانند آن باشد . اگر صفت همس در تاء نبود ، به دال تبديل مىشد و اگر دال مجهور نبود ، تاء « 3 » مىشد ؛ زيرا مخرجشان يكى است و در صفات « 4 » مشتركاند . اگر بعد از آن الف بدون اماله بود ، نبايد تغليظ شود و يا به كسره ميل پيدا كند ؛ زيرا اين دو ممنوع
هامش
( 1 ) . حروف استعلا از موانع اماله هستند ؛ زيرا استعلا بالا رفتن زبان به طرف كام بالاست و اماله پايين آمدن آن است ( شرح المفصّل ، ج 9 ، ص 559 ) .
( 2 ) . الرعاية ، ص 178 ؛ التحديد ، ص 104 و اللطائف ، ص 231 .
( 3 ) . تلفظ « تاء » با توصيف آن از نظر گذشتگان و دانشمندان جديد تفاوتى ندارد . به نظر آنها تاء حرفى لثهاى - دندانى - است كه با چسبيدن تيغهء زبان به پايههاى دندانهاى پيشين بالا و ابتداى لثه و بعد با جدا شدن زبان ايجاد مىشود كه آوايى شديد و مهموس است .
( 4 ) . در نسخه « ط » « دو صفت » آمده كه صحيح نيست ؛ زيرا مشتركات دال و تاء بيش از دو صفت است ، مانند انفتاح ، شدت ، استفال .