شايسته است هنگامى كه قارى همزه را تسهيل مىكند ، آن را بين همزه و حرفى كه متناسب با حركت همزه است قرار دهد . اين موضوع در كتب قرائات آمده است كه ما از بيان آن صرف نظر مىكنيم .
همچنين شايسته است كه قارى در اخفاى همزهء مضموم يا مكسور بكوشد . چه قبل و بعد از آنها ، ضمّه باشد يا كسره ؛ مانند
إِلى بارِئِكُمْ
( بقره ، آيهء 54 ) ؛
سُئِلَ
( بقره ، آيهء 108 ) ؛
مُتَّكِؤُنَ
( يس ، آيهء 56 ) و
أُعِدَّتْ
« 1 » ( بقره ، آيهء 24 ) .
همچنين سزاوار است كه قارى هنگام وقف سكون بر همزه در آخر كلمه ، آن را به سبب دورى مخرجش و ضعف سكون و رفتن حركتش ، ظاهر كند ؛ زيرا هر حرفى در صورت ساكن شدن سبك مىشود ، مگر همزه كه با ساكن شدن ، ثقيل مىشود ، خصوصا اگر قبل از همزه حرف ساكنى باشد ، چه اين حرف ساكن ، حرف علّه باشد يا حرف صحيح مانند : « 2 »
دِفْءٌ
( نحل ، آيهء 5 ) ؛
الْخَبْءَ
( نمل ، آيهء 25 ) ؛
السَّماءِ
( بقره ، آيهء 19 ) و
شَيْءٍ
( بقره ، آيهء 20 ) ؛ و به همين دليل هشام « 3 » تسهيل آن را به تسهيل متوسط ترجيح داده است . « 4 »
باء
« 5 » امّا حكم « 6 » حرف باء : اين حرف از دوازدهمين مخرج ، از مخارج دهان خارج مىشود ؛
هامش
( 1 ) . تمام آيهء شريفه چنين است :فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَكه قبل از همزه ضمه مىباشد و در آيهءسابِقُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ . . .( حديد ، آيهء 21 ) قبل از همزه ، كسره است .
( 2 ) . در « ط » « ملء » ( آل عمران ، آيهء 91 ) نيز آمده است .
( 3 ) . او هشام بن عمّار ، امام اهل دمشق ، خطيب ، استاد قرائت ، محدّث و مفتى آن ديار بود . هشام راوى عبد الله بن عامر بود . در سال 245 ( ه . ق ) در گذشت ( غاية النهاية ، ج 2 ، ص 354 ) .
( 4 ) . الكشف ، ج 1 ، ص 95 .
( 5 ) . الرعاية ، ص 203 ؛ التحديد ، 110 و لطائف الاشارات ، ص 246 .
( 6 ) . كلمه « حكم » در نسخهء « ط » نيامده است .