تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التمهيد في علم التجويد ( در آمدى بر علم تجويد ) ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
لا تَطْرُدِ
( انعام ، آيهء 52 ) ،
لا تَطْغَوْا
( هود ، آيهء 112 ) و
تَطْهِيراً
( احزاب ، آيهء 33 ) و مانند اينها ، زيرا مخرج تاء و طاء يكى است ، امّا طاء حرفى قوى است كه در آن جهر ، شدت ، اطباق و استعلا وجود دارد ، ولى تاء حرفى داراى استفال ، انفتاح و همس است . هرگاه حرف ضعيفى بعد از يك حرف قوى بيايد ، حرف قوى آن را به طرف خود مىكشد ؛ به همين دليل هر گاه تاء بعد از حرف اطباقى بيايد ، به ناچار به طاء تبديل مىشود تا زبان عمل يك سانى انجام دهد . مانند
اصْطَفى
( بقره ، آيهء 13 ) ،
اضْطُرَّ
« 1 » ( بقره ، آيهء 173 ) ، و اگر بين آن دو ، حرفى بيايد ، مانند
اخْتَلَطَ
( انعام ، آيهء 146 ) بيان تاء به صورت ترقيق شده و با ترقيق « لام » لازم است ، تا حرف تاء به طاء نزديك نشود و لام نيز تفخيم نگردد . « 2 » اگر قبل از تاء ، حرف طاء ساكن بيايد ، حرف طاء در تاء ادغام مىشود و تلفظ طاء به آواى اطباقى خالص است و تاء نيز بنابر اصلش ، ترقيق شده تلفظ مىشود ، البته اين گونه تلفظ - در اين زمان - اندك است و تنها استاد ماهر تجويد مىتواند آن را تلفظ كند و نديده‌ام كه كسى به آن اشاره كرده باشد . نمونهء آن در اين آيات است :
بَسَطْتَ إِلَيَّ
( مائده ، آيهء 28 ) ؛
فَرَّطْتُ
( زمر ، آيهء 56 ) و
أَحَطْتُ
( نمل ، آيهء 22 ) و مانند اينها كه مشافهه بدان حكم مىكند . « 3 » شريح « 4 » در نهاية الاتقان مىگويد : « در تلفظ تاء قاريان نسبت به يك ديگر برترى
هامش
( 1 ) . اصل آنها « اصتفى » از « صفا » و « اضترّ » از « ضرّ » است . ( 2 ) . مكى در صفحه 181 مىگويد : اين دگرگونى و تغيير است ، و بايد به ناچار لام و تاء ترقيق و اظهار شوند . ( 3 ) . قسطلانى در « اللطائف » ، ص 230 مىگويد : « هر گاه حرف تاء به طاء ملحق شود ، مانند « بسطت » و « احطت » ادغام ناقص آنها واجب است ، تا صفت اطباق و استعلا باقى بماند ، زيرا طاء حرفى قوى و تاء حرفى ضعيف است ، اين مانند ادغام نون داراى غنّه در واو و ياء است كه براى باقى ماندن صفت ، تشديد آن متوسط است . ر . ك : اللطائف ، ص 232 » . ( 4 ) . ابو الحسن شريح بن محمد الرعين اشبيلى ، امام ، استاد قرائت ، اديب و محدّث بود كه در سال 537 ( ه . ق ) در گذشت . ( غاية النهايه ، ج 1 ، ص 324 ) .
التمهيد في علم التجويد ( در آمدى بر علم تجويد ) ( فارسى ) — صفحة 112 | محمد بن محمد الدمشقي ( ابن الجزري ) / ابوالفضل علامى / صفر سفيدرو