دارند . اين حرف در تلفظ بعضىها شبيه سين مىشود ؛ زيرا مخرج آن دو به يك ديگر نزديك است . بنابراين ، در تلفظ تاء رخوت و صفير ايجاد مىكنند و علت اين كار هم آن است كه به هنگام تلفظ تاء [ زبان ] را به طرف كام بالا نمىبرند ، بلكه به طرف دندانهاى پيشين كه مخرج سين است ، متمايل مىكنند » « 1 » .
اگر به شيوهء « ورش » قرائت شده و لام تفخيم گردد « 2 » ، بايد تاء به ترقيق ميل پيدا كند ؛ زيرا يك حرف قوى در كنار تاء قرار گرفته است ؛ مانند
تَصْلى ناراً
( غاشيه ، آيهء 4 ) .
هرگاه تاء ساكن باشد و پس از آن حرف نقطهدارى بيايد ، بايد از اخفاى آن پرهيز كرد ؛ مانند
فِتْنَةٌ
( بقره ، آيهء 102 ) ؛ و گفتهاند از آن جا كه در تاء ضعف است و هرگاه ساكن گردد ، ضعيف مىشود ، پس به ناچار به سبب صفت شدّتش بايد اظهار شود .
ثاء
« 3 » پيشتر گذشت كه ثاء از دهمين مخرج دهان خارج مىشود ( بين زبان و سر دندانهاى پيشين بالا « 4 » ) . ثاء حرفى مهموس ، داراى صفت رخوت ، انفتاح و استفال است . به هنگام تلفظ آن بايد حق صفاتش ادا شود و نبايد در تلفظ آن جهر ظاهر شود ؛ زيرا با « ذال » اشتباه مىشود ، چون مخرج آن دو يكى است . « 5 »
اگر پس از ثاء الف واقع شود ، تلفظ ثاء ، ترقيق شده و بدون تغليظ است ؛ مانند
هامش
( 1 ) . قسطلانى در اللطائف ، صفحه 231 مىگويد : رهايى يافتن از آن به اين گونه است كه [ زبان ] به طرف كام متمايل شود .
( 2 ) . النشر ، ج 2 ، ص 111 .
( 3 ) . الرعاية ، ص 197 ؛ التحديد ، ص 105 ب و اللطائف ، ص 241 .
( 4 ) . مخرج ثاء « بين تيغهء زبان و سر دندانهاى پيشين است » ، سيبويه ، ج 2 ، ص 405 و دانشمندان جديد معتقدند كه ثاء ميان دندانى است . قيد پيشين بالا در اين جا معنى ندارد ؛ زيرا دندانهاى پيشين بالا و پايين در تلفظ آن مشتركاند .
( 5 ) . در همهء صفات ، به جز جهر و همس با يك ديگر مشتركاند .