يعنى از ميان لبها هنگام چسبيدن به يك ديگر . پيشتر گذشت كه « باء » حرفى مجهور ، شديد ، داراى انفتاح ، استفال و قلقله است . « 1 »
اگر اين حرف در دو كلمه باشد كه در كنار يك ديگر واقع شده باشند و باء اول ساكن باشد ، ادغام آن اجماعى است ، مانند
فَاضْرِبْ بِهِ
( ص ، آيهء 44 ) . هنگامى كه « باء » ساكن با ميم يا فاء برخورد كند ، اظهار و ادغام آنها جايز است ، مانند
يا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنا
( هود ، آيهء 42 ) و
أَوْ يَغْلِبْ فَسَوْفَ
( نساء ، آيهء 74 ) . اظهار به سبب اختلاف تلفظ آنها و ادغام به دليل قرب مخرج جايز است . « 2 »
اگر باء متحرّك با « باء » ديگرى تلاقى كند ، ثبوت هر كدام به شكل خود به صورت ترقيق شده ، لازم است تا در يك ديگر ادغام نشوند ؛ مانند
سَبَباً
( كهف ، آيهء 84 ) ،
حَبَّبَ إِلَيْكُمُ
« 3 » ( حجرات ، آيهء 7 ) ،
الْكِتابَ بِالْحَقِّ
« 4 » ( بقره ، آيهء 176 ) و مانند اينها .
فصل اوّل :
هر گاه باء ساكن باشد ، واجب است كه قارى آن را ترقيق كرده و با صفت قلقله ادا كند ، خواه سكون آن لازم يا عارضى باشد ، خصوصا اگر بعد از آن واو در آيد . « 5 »
سكون لازم ، مانند
رَبْوَةٍ
( مؤمنون ، آيهء 50 ) ؛
عِبْرَةٌ
( يوسف ، آيهء 111 ) و نيز
فَانْصَبْ
( شرح ، آيهء 7 ) ، و سكون عارضى ، مانند
الْحِسابِ
( بقره ، آيهء 202 ) ؛
الْكِتابُ
( بقره ، آيهء 2 ) ؛
لَهَبٍ
( مسد ، آيهء 1 ) و
حَسِبَ
( عنكبوت ، آيهء 4 ) و
هامش
( 1 ) . تلفظ كنونى باء ، با توصيفى كه علماى عرب از آن كردهاند تفاوتى ندارند و «P» نظير مهموس آن در زبان غير عربى است .
( 2 ) . قراء در ادغام باء ، با ميم اختلاف دارند ، تفصيل آن در النشر ، ج 2 ، ص 10 - 12 آمده است دليل ادغام اين است كه باء و ميم آواهاى لبى مجهورند و تفاوتى ندارند ، مگر غنّهء ميم . بنابر اين ، ادغام باء در ميم جايز است و همين طور ادغام باى ساكن در فاء نيز به دليل متقارب بودن آنها جايز است ؛ زيرا فاء آواى لبى دندانى است و باء شفوى ( النشر ، ج 2 ، ص 8 ، 9 و التحديد ، ص 109 ب ) .
( 3 ) . در نسخهء « ط » « حبب » آمده است .
( 4 ) . خوب بود كه مؤلف در اين جا نيز مانند جاهاى ديگر به اين نكته اشاره مىكرد كه قرائت اين آيه بنابر « اظهار » چنين است .
( 5 ) . در « ط » آمده « خصوصا بعد از آن « واو » يا « راء » در آيد » .