شده بر ده مليون درم ديگر نيز دست يافت و باقى سوخت شد و خون ابو يوسف نيز هدر رفت . در اين سال ابو العباس اشكورج ديلمى كه توزون او را رئيس پليس بغداد كرده بود ، ابن حمدى دزد [ 1 ] را بگرفت و او را از كمر دو نيم كرد و رنج دزدى از مردم كاهش يافت و اندكى از شر دزدان كم شد ، كه مردم شبها در خانهها كشيك مىدادند و از ترس يورشهاى حمدى خواب نداشتند .
خبر رسيد كه امير ابو حسين احمد بن بويه وارد واسط شده و بريديان از آنجا به بصره پائين رفتهاند .
محمد بن ينال ترجمان به نزد سيف الدوله در « رقه » رفت و به سبب گزارشهاى ضد او كه دريافت كرده بود سخت مورد گله او قرار گرفت . او متهم شده بود كه خود را به رياست عجمان منصوب و با متقى خليفه توطئه كرده كه سيف الدوله را بزنند . محمد بن ينال اتهام را تكذيب كرد ، و همين كه پس از تشرها از نزد او بيرون آمد غلامان سيف الدوله بر سرش ريخته ، با شمشيرهايشان پاره پارهاش كرده كشتند .
در اين سال خبر مرگ سليمان بن حسن ابو طاهر قرمطى نيز رسيد كه آبله گرفت و مرد و اكنون كار به دست برادرانش افتاده است .
داستان ترفندى كه اصفهانى بر ضد قرمطيان به كار زد تا يك ديگر را كشتند :
ابن سنبر دشمن ابو حفص شريك بود ، پس در روزگار ابو طاهر با يك * مرد اصفهانى قرار گذارد كه او را به مقامات عاليه برساند و در عوض او ابو حفص شريك را بكشد . پس اسرارى كه ابو سعيد جنابى براى او كشف كرده و به ديگران نداده بود و جاى گنجينهها كه هيچ كس از آنها آگاهى نداشت ، به او داد . ابو
هامش
[ ( 1 - ) ] داستان تاجرى با اين ابن حمدى در « فرج بعد از شدت » 2 : 108 بعنوان : ابن حمدون آمده كه نادرست است . داستان قرارداد دولت با اين دزد در خ 5 و 8 گذشت . ابن اثير كشتن او را در جمادى دوم آن سال نوشته است .