بپردازد و با قپان وزن كند . او همه را براى بىجواب كردن آنان مىپذيرفت ، او را مجبور كردند كه وزن كردن شبانه روزى باشد . او باز هم شكيبائى كرد و پذيرفت .
پس سيف الدوله ابو عبد اللّه كوفى را شبانه به همراهى پسر عموى خود ابو الوليد و گروهى از عربها بيرون فرستاده ، و خود براى دلگرمى او را مشايعت كرد و به عربها سپرد تا او را به مدائن بردند .
شب يكشنبه آخر شعبان ، تركان به خانهء سيف الدوله ريختند . او كه در اردوگاه بود بگريخت و كرانهء نهرى [ 1 ] را كه نزديك اردويش بود بگرفت ، تا او را به ديه « برقه » رسانيد . از آنجا نيز راه بيابان گرفته ، به بغداد رفت . تركان اردوگاهش را به آتش كشيدند و مقدارى از پول كه برادرش از بغداد به وسيلهء كوفى فرستاده بود و هنوز پخش نكرده بود چپاول كردند و همهء خرگاه او به غارت رفت . * چنين بود گزارش كار سيف الدوله در واسط .
گزارش كار ناصر الدوله در بغداد :
چون ابو عبد اللّه كوفى از واسط به بغداد رسيد ، ناصر الدوله را ديدار كرده ، داستان خود را با تركان به دو گفت : ناصر الدوله به « دروازهء شماسيه » بيرون آمد .
متقى نيز سوار بر دجله به دنبال او رفت تا از رفتن وى جلوگيرد . ناصر الدوله غلامان خود را از دجله به ساحل خاورى بغداد گذرانيد و بر سپاهيان در آنجا افزود ، تا به تركان چنين وانمود كند كه از راه ساحل خاورى مىخواهد حركت كند . ولى همين كه سپاه به جانب خاورى منتقل شد ، پل را بريد و ناصر الدوله از ساحل باخترى به راه افتاد و رفت . پس خانهاش به غارت رفت . يانس غلام بريدى و ابو الفتح ابن ابى طاهر از زندان آزاد شده به بصره بازگشتند . ابو عبد اللّه كوفى [ 2 ] پنهان شد .
هامش
[ ( 1 - ) ] در تكمله : كه جازور ( گازر ) خوانده مىشد .
[ ( 2 - ) ] صاحب تكمله مىافزايد : همراه ابن مقاتل . . . ، در تاريخ اسلام نيز در رويدادهاى سال 350 گويد : كوفى در ماه شعبان اين سال در مصر ، در حالى كه متولى ديوان خراج در