ديلميان كه در بغداد باقى مانده بودند در مصلى اردو زدند . تركان بغداد دار السلطان را اشغال كردند . ديلميان از مصلى به حركت درآمدند . ادارهء امور دربار بى لقب « وزير » به دست ابو اسحاق قراريطى بود . رياست در واسط به نام توزون ثبت شد .
مدت امارت ناصر الدوله ابو محمد بن حمدان سيزده ماه و سه روز بود .
تركان در واسط پس از گريختن سيف الدوله تا اميرى توزون :
پس از گريختن سيف الدوله از واسط بدان گونه ، و بازگشت توزون و خجخج به اردوگاه خود ، ميان اين دو بر سر رهبرى ناسازگارى * رخ داد ، در پايان تصميم چنان شد كه « توزون » امير باشد و بدين منظور بنا به رسم ايرانيان [ 1 ] در هنگام گزينش رهبر « آس » و « ريحان » آوردند . و خجخج سردار سپاه « سپهسالار » شناخته شد و سران سپاه بجز گروهى هر دو را پذيرفتند . سپس سرداران ميان خويشان آن دو ، پيمانهاى زناشوئى بستند . در اين هنگام بريدى نيز به واسط طمع بست و به سوى آن بالا آمد . توزون به خجخج دستور داد تا از نهرابان سرازير شود و مواظب ياران بريدى كه خواهند آمد باشد . عيسى بن نصر پيامى از بريدى براى توزون آورد كه به اميرى او تبريك گفته خواهش كرده بود ايالت واسط را به دو واگذارد و تأكيد مىكرد كه بهتر است هر چه زود به پايتخت رود و ابن حمدان را از آن بيرون راند . توزون پاسخ مناسب به دو داد ولى ايالت واسط را برايش تضمين نكرده ، گفت : اگر كار من بگرفت با هم مذاكره مىكنيم ، ولى در اين حال كه
هامش
[ = ] آنجا بود درگذشت ، پس از مرگ در خانهاش سيصد هزار دينار دفن شده يافتند . ن . ك : « كتاب الولاة » از ابو عمرو كندى ص 294 .
[ ( 1 - ) ]M: متن : « على رسم العجم . . . » به كار بستن مراسم ايرانى و نيز سخن گفتن توزون به فارسى ( پانوشت خ 6 : 108 ) نشان مىدهد كه مهاجرت و گذر توزون و خجخج و تركانشان از سرزمين ايران مدتى به درازا كشيده است كه آثار ايرانى شدن در ايشان يافت شده است .