مىنمودند ، با كسى كه شايستهء مدارا است مدارا ، و با كسى كه راه اصلاحش بسته است و بيمارى درون او بىدوا است سخت مىگرفتند .
پادشاهان زيرك ، براى خبرگزاران دارائى بسيار از گنجينهها بيرون مىكشيدند و اين هزينه را در برابر سودى كه از آن سو مىبردند ، بزرگ نمىشمردند .
آرى پايان كار ديسم چنان بود ، كه از ترس جانش از مرزبان خواهش كرد ، تا او را به دژ خود در طارم فرستد تا با خانوادهء خود با درآمد ديههاى آن ، كه سى هزار دينار در سال است بسازد ، و اين كمتر از مبلغى بود كه مرزبان براى او معين كرده بود و از مال خويش * به او مىپرداخت . مرزبان آن را پذيرفت و او در آن دژ به زندگانى پرداخت . [ 1 ]
سال سيصد و سى يكم آغاز شد :
در آن بود كه ابو حسين احمد بن بويه به اردوگاه ابو جعفر برابر بصره آمده گفت : كه سلطان به او نوشته است كه با بريديان جنگ كند ، پس مدتى بماند و جنگيد ، و چون گروهى از افسران او مانند روستاباش و جز او به بريديان تسليم شدند . او ترسيد و پس از آنكه گروهى از بريديان به دو پناهنده شدند به اهواز بازگشت .
در اين سال ناصر الدوله دختر خود را به امير منصور پسر متقى به همسرى داد ، عقد و خطبه در حضور متقى رخ داد و ناصر الدوله حضور نداشت و عقد را به ابو عبد اللّه محمد بن ابو موسى هاشمى واگذار كرد . خطبه خوان قاضى خرقى بود كه در چند جا غلط گفت « صداق » و « نحله » را يكى كرده ، صداق خواند ،
هامش
[ ( 1 - ) ]M: ابن اثير در رويدادهاى اين سال پيدايش ستارهء دنبالهدار را ياد مىكند كه در پايان برج عقرب ( آبان ) و آغاز قوس ( آذر ) ميان باختر و شمال ديده شد كه سرش در باختر و دمش به سوى خاور كشيده بود و سيزده روز نمايان بود . شايد همين ستاره باشد كه در اسفند 1364 خ برابر ج 2 - 1406 ه - . آشكار شده است .