تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
دلير بن اورسفناه و حسن بن محمد مهلبى پرده‌دار [ 1 ] با گروهى از افراد مورد اطمينان را با وى همراه كرد . على بن جعفر به تبريز رفت و چون بدانجا رسيد ، با مردم سازش كرد ، به ديسم نامه نوشت ، به آشتى دعوت كرده ، وعده داد به او كمك كند و ديلميان را بر كند ، تا او به كشورش بازگردد . ديسم پاسخ داد كه من هنگامى به تو اطمينان مىيابم كه تو ديلميان را پيشتر بركنده باشى . على با گروهى از مردم تبريز سازش نموده گفت من براى ارضاى طمع مرزبان به تبريز آمدم ، و ديلميان در خدمت به تبريز به او كمك نمىكنند ، و راه حل ، ريشه‌كن كردن ايشان است . مردم با وى هماهنگ شده ، روزى را براى سركوب ديلميان معين كردند . پس سرداران ايشان را در يك روز به خانهء خود آورده ، ديلميان را كشت و با لشكرى به سوى ديسم شتافت . مرزبان نيز چون * به كردانى كه به دو پناهنده شدند بد كرده بود ، همين كه ديسم به تبريز آمد همگى به دو پيوستند . چون خبر آنچه بر ديلميان گذشت به مرزبان رسيد ، از اينكه موجب ناراحتى على بن جعفر شده و سخن دشمنانش را شنوده پشيمان گشت . او ابو جعفر احمد بن عبد اللّه بن محمود را به وزيرى گمارده ، خلعت و لقب « مختار » داد . سپس آماده شد و به تبريز رفت ، كه ديسم پيش از او بدانجا رفته بود . و ميان ايشان جنگها رخ داد و ديلميان استوار مانده ، كردان گريختند و ديسم به تبريز بازگشته ، به دژ نشست ، ولى مردم به سبب رفتارى كه با ديلميان كرده بود ، با وى همكارى نكردند . مرزبان نيز سررسيد . ايشان را محاصره كرد ، پس به داد و ستد نامه با على بن جعفر پرداخت ، پيوند همدلى و پيمان فرهء ايزدى ، ياد نموده ، او را به همكارى خواند . على بن جعفر پاسخ داد كه هر چه كردم از راه نيكخواهى بود ، آنگاه كه ديسم را رها كردم ، چون بد دل بود ، اكنون نيز از بدى او گريزانم . آنچه از تو مىخواهم كه از من كار نخواهى و مرا به خود
هامش
[ ( 1 - ) ] اين پرده‌دار همان وزير آينده است كه بيوگرافى او در معجم الادباى ياقوت 3 : 180 / 9 : 118 - 152 ، آمده است .