تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
واگذارى ! تا در خانه نشينم ، براى خودم آمد و شد كنم . مرزبان پذيرفت و پس از چند بار رفت و آمد كسان مورد اعتماد كه همكيش دو طرف بودند آشتى رخ داد . چون حصار مرزبان بر ديسم سخت شده ، شبى ديوار سور را سوراخ كرده ، با چند تن از يارانش به اردبيل گريخت . مرزبان جرئت دنبال كردن او را نداشت ، مىترسيد عيارانش * به او حمله كنند و تبريزيان نيز از پشت بر او بتازند . پس كوتاه آمد . على بن جعفر نيز به دو پيوست ، مرزبان هم به عهد خود وفا كرد . اهل تبريز نيز به دفاع خود ادامه دادند .

نتيجهء كار ديسم پس از رفتن به اردبيل :

پس از آنكه مرزبان مطمئن شد كه ديسم در اردبيل مانده است مقدارى از لشكر خويش در تبريز نهاده ، بيشتر سپاه را به اردبيل برده ، برادر خود و هسوذان را نيز با يارانش فرا خواند و همگى ديسم را در محاصره گرفتند . ديسم پس از جدا شدن از على بن جعفر ، ابو عبد اللّه نعيمى محمد بن احمد را به وزيرى گمارد ، ولى مرزبان با او نامه داد و ستد كرد و وعده وزيرى داد . نعيمى نيز او را بر ديسم ترجيح داده با او بساخت .

ترفند نعيمى بر ضد ديسم تا او را به نزد مرزبان فرستاد :

نعيمى در مشورت با ديسم به وى باور داد كه بهترين راه آنست كه سران شهر اردبيل را به نزد مرزبان فرستى ، كه صلح خواهند و با پيمان و سوگند براى تو امان گيرند ، تا به زير حمايت او باشى . از درازى محاصره او را ترسانيد كه مردم خسته مىشوند و با مرزبان مىسازند و تو را تحويل خواهند داد و دروازه شهر را باز خواهند كرد . او گفت : من هم نشانه‌هائى از آنها ديده‌ام و تو نيز خواهى ديد . چون ديسم بررسى نمود وضع را نزديك به پيش بينى نعيمى ديد ، حصار سخت و راه آذوقه بر او * و لشكرش و اهل شهر بسته شده و نالهء مردم