تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
ديگر رفته بود ، ايشان داستان را با مادرشان « خراسويه » در ميان نهادند ، مادرشان كه زنى چابك بود به ايشان كمك كرد ، تا دژ را كه دارائى و پس‌انداز محمد بن مسافر در آن بود تحويل گرفتند . چون محمد بن مسافر با خبر شد سرگردان گشت و در آن دژ كه رفته بود دست خالى ماند كه به دارائيش دست‌رسى نداشت . در چنين هنگامى على بن جعفر دبير ديسم بدانجا رسيد و به مرزبان پناه برد و او را به طمع آذربايجان انداخت و قول داد كه مىتواند آن را بگيرد و خراج فراوان آن را بردارد ، و راه‌هاى آن را به دو نشان داد ، و او پذيرفته وزارت خود به دو واگذاشت . ايشان در پاكدينى نيز پيوندى داشتند ، زيرا كه على بن جعفر از داعيان باطنى بود [ 1 ] و ايشان مرزبان را مىشناختند . مرزبان اجازت داد تا دعوت آشكار كند ، پس همه چيز برايش فراهم شد . على بن جعفر براى همهء سرداران ديسم كه مىدانست از او ناخشنودند * و همهء ناراضيان از مذهب او نامه فرستاد . زيرا كه ديسم و پدرش مذهب « خارجيان » داشتند ، پدرش از ياران هارون شارى [ 2 ] بود و چون وى كشته شد ، او به آذربايجان گريخته دختر يكى از سرداران كرد را به همسرى گرفته ديسم از او بزاد . ابن ابو ساج وى را به پيشكارى گرفت و تا آنجا بالا آورد كه بدان رسيد .
هامش
[ ( 1 - ) ]M. متن : و « اتفقا مع ذلك على عصمة فى الدين ، و ذاك ان على بن جعفر كان من دعاة الباطنية و كان مرزبان معهودا فيهم » . مشكويه در چند جا پيوند مذهبى گنوسيستها را با واژهء « عصمت فرهء ايزدى » تعبير مىكند ، او در خ 6 : 69 گويد : « اعطائه عهد اللّه و ميثاقيه و العصمة التى بينهما » و در خ 6 : 494 و 495 گويد : و تعلّق بعصمة باطنة اختص بها » ليكن در خ 6 : 370 گويد : « و كان متعلقا بينهم بذمام » گويا چون طرف در اين جا قرمطى است كه مشكويه از ايشان بيزار بود نخواست واژهء « عصمت » را به كار برد . در برابر پيمان شيعى عصمت ، نزد سنيان پيمان يا سوگند « بيعت » به كار مىرفت . ن ك خ 6 : 364 « سوگند غموس » را نيز هر دو به كار مىبردند ( خ 6 : 363 ) . [ ( 2 - ) ] سردار خارجى كه حسين بن حمدان در 283 ه - . بر او پيروز شد ( طبرى 3 : 2149 پ 6663 - ج 5 : ص 94 ) .