گزارش امير شدن ابو محمد حسن بن حمدان :
متقى به او خلعت و لقب « ناصر الدوله » داد و فرمان « امير الامرائى » و حق داشتن پرچم ، برايش صادر كرد و با كنيتش خطاب نمود . و اين در آغاز شعبان بود . به برادرش على و ابو عبد اللّه حسين بن سعيد بن حمدان نيز خلعت داد . براى قراريطى نيز فرمان وزيرى نوشت و اين در شوال بود . پس او در دفتر كار خود به عزل و نصب و امر و نهى پرداخت تا روزى كه متقى و ناصر الدوله ابو محمد بن حمدان به بغداد در آمدند .
جنگ بريدى با ابن حمدان :
متقى همراه با ناصر الدوله ابو محمد و برادرش على و همهء لشكريان وارد بغداد شدند و تودهء مردم طاق نصرت زده بودند . ناصر الدوله و برادرش در بستان شفيعى فرود آمدند . وزير قراريطى به ديدن متقى للّه و ناصر الدوله رفت . ابو الوفا توزون فرماندهى پليس دو سوى بغداد را عهدهدار شد [ 1 ] . روز دوشنبه دوم ذى قعده ، متقى خلعت وزارت به نام ابو اسحاق قراريطى * صادر نمود . روز پنجشنبه ، خلعتى براى ناصر الدوله [ حمدانى ] و برادرش ، با دو گردنبند و چهار دستبند زرين براى هر يك از ايشان فرستاده شد ، و براى ابو عبد اللّه حسين بن سعيد بن حمدان خلعت با يك گردنبند و دو دستبند زرين داد .
باز خبر آمد كه ابو حسين على بن محمد بريدى ، دارد از واسط به بالا مىآيد و مىخواهد به دربار درآيد . مردم بغداد ترسيدند . متقى نيز از دجله گذشت و در « زبيديه » نزد ناصر الدوله ماند و خانواده را به سامره فرستاد . گروهى از سران مردم بغداد نيز بگريختند . لشكر ناصر الدوله از خاور دجله به باختر آن رفت .
ابو الحسن على بن عبد اللّه بن حمدان با لشكر به راه افتاد . هنگامى كه ابو حسين
هامش
[ ( 1 - ) ] صاحب تاريخ اسلام مىافزايد : متقى للّه بدر خرشنى را مأمور راه فرات كرد پس بدان سو بالا رفت و از آنجا به مصر شد ، پس اخشيد او را گرامى داشت ، و ولايت دمشق را به دو داد ، تا در آنجا بمرد .