عبد الوهاب ، و على بن عثمان بن نفاط و مانند ايشان ، همه را همراه ببردند ، پس مردم شوريدند و خانهها به غارت رفت . مردم در كوچه و بازار شبانه روز مسلح بودند .
مدت تسلط ابو حسين بريدى بر بغداد سه ماه و بيست روز بود .
چون متقى للّه و دو پسرش [ 1 ] و محمد بن رائق و همراهان ، به حال گريز از بغداد به تكريت رسيدند ، در حال بالا رفتن به موصل به ابو الحسن على [ 2 ] بن عبد اللّه بن حمدان برخوردند ، زيرا هنگامى كه بريدى به سوى بغداد بالا مىآمد ، ابن رائق نامهاى به ابو محمد [ 3 ] بن حمدان در موصل نوشته براى جنگ كمك خواست ، ابو محمد برادر خود [ على ] را فرستاده بود ، و او به ايشان نرسيد جز در تكريت * در حالى كه از بغداد به موصل مىگريختند . در اين برخورد على بن حمدان ، متقى للّه و پسر او و ابن رائق و سپهسالاران را گرامى داشته ، هر چه لازم داشتند ، از خوراك و پوشاك و فرش و پول ، هر چه كمبود داشتند فراهم كرده ، همگى با هم به موصل روانه شدند . همين كه به موصل رسيدند ، ابو محمد حسن بن عبد اللّه بن حمدان از موصل بيرون رفته ، به كرانهء خاورى ، به سوى معلثايا رفت ، پس پيام و پيامآوران ميان او و محمد بن رائق داد و ستد مىشد ، تا با پيمان و سوگند به يك ديگر اطمينان يافتند و ابو محمد موافقت كرده ، به موصل آمده ، در كرانهء خاورى برابر موصل فرود آمد .
كشتن ابن رائق :
روز دوشنبه نه روز مانده از رجب امير ابو منصور فرزند متقى لله همراه با ابو بكر
هامش
[ ( 1 - ) ]M. متن : « المتقى و ابناه » ولى پنج سطر پائينتر و همچنين در خ 6 : 57 آورد :
المتقى و ابنه .
[ ( 2 - ) ] كه در آينده لقب « سيف الدوله » خواهد گرفت ( خ 6 : 63 ص 58 ) .
[ ( 3 - ) ] حسن بن عبد اللّه بن حمدان ، كه در آينده لقب « ناصر الدوله » خواهد گرفت ( خ 6 : 61 ص 57 ) .