و نيكوكاريهاى ديگر ، همه از بيت المال پرداخت مىشد . كمك به نيازمند از مليان گذشته به ذميان نيز رسيد ، به وزير نصر بن هارون اجازت داده شد كه بيعهها ، [ كنيسهها ] و ديرها را نيز نوسازى كند ، به بينوايان ايشان نيز رسيدگى نمايد .
اين نعمتها روز افزون بود تا فرمان بىامان خدا فرا رسيد . من آنها را گزارش دادم تا آيندگان در آن بنگرند و شاهان آن را بخوانند يا نزد ايشان خوانده شود و آن را به كار بندند ، تا به نيكى نامبردار شوند ، خدا نيكوكاريهايشان ببيند و راهگشايشان شود و به ايشان كمك كند . اگر [ عضد الدوله ] اندك ناهنجارى ، كه نمىخواهم در كنار نيكوييهايش از آن ياد كنم ، نمىداشت ، به آرزوهاى اين جهانى خود مىرسيد و براى آن جهانش نيز اميدواريها بود . خدا به نيكىهاى او پاداش دهاد و جز آن را بر او ببخشاياد .
نيز در اين سال ، مطهر بن عبد اللّه ، براى پيگيرى حسن پسر عمران [ ابن شاهين ] از مدينة السلام [ بغداد ] به پايين « واسط » فرستاده شد . پس مدتى با وى كشاكش داشت ، چون با دشوارى رو به رو شد ، خودكشى كرد .
گزارش خودكشى مطهر :
چون عمران بن شاهين درگذشت ، عضد الدوله كه از دشمنان بزرگ خود رهايى يافته ، بختيار و ابو تغلب كشته شده بودند ، شهرها و سپاهيان آنها از آن او شد ، و در مدينة السلام بياسود ، دل وى هواى گرفتن مصر و پس از آن كفرستان روم و پيرامون آن كرد ، او را خوش نيامد كه در چنين هنگام « نبطيان » در زير گوش او سركشى كنند و فرماندارانى كوچك در پيرامونش كه پناهگاهشان نيزارها و بيشهها و مردابها است ، دست درازى كنند و ايشان را ريشهكن نكند . در مجلسى
هامش
[ = ] او بود ) خواست كاخ خود را در بالاى [ شمال ] بغداد در جايى كه به « شماسيه » نامبردار است ، بسازد ، زمين به اندازهاى افزون بر جاى كاخها بگرفت . چون پرسيده شد كه آن را براى چه مىخواهد ؟ گفت : مىخواهد خانه و كوشكهايى براى سران مكتبهاى علمى و نظرى و هنرى بسازد ، براى ايشان ماهانهء شايسته بگذارد ، تا هر دانشجو و هنرجو نزد سرپرست و راهنماى بخشى كه جوياى آنست برود ، و دانش و هنر خواسته را فرا گيرد .
اگر زندگانى به وى اجازت داده بود و اين برنامه را پياده مىكرد برترى اين ملت بر همهء ملتها آشكار مىشد .