تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
او قانونهايى به سود مردم بنهاد ، افزون خواهى با تكيه بر « ولاى غير قانونى » [ 1 ] را منع كرد ، به دادخواهى ستم كشيدگان گوش فرا داد . كارگزاران را به دادگرى وادار كرد . ماليات را از كاروانهاى حاجيان برداشت . جلو زورگويىهاى زشت و گوناگون كه بر ايشان مىرفت بگرفت . در هر منزلگاه براى ايشان آبشخور بساخت ، چاه‌ها بكند ، چشمه‌ها به آب رسانيد ، پردهء هميشگى كعبه را بفرستاد ، به مجاوران شريف شهر مدينه و بينوايان آنجا رسيدگىها كرد ، خواربار ايشان را از راه دريا و خشكى تأمين نمود ، همين كار را براى دو زيارتگاه غرى و حائر ( درود بر ساكنان آنها ) و گورستان قريش [ 2 ] انجام داد . مردم در زيارتگاهها و نمازخانه‌ها يك دل شدند ، و پس از آن همه دشمنىها و لعن يك ديگر ، با هم كنار آمدند . با نيرومند شدن دولت و سياست درست آن ، زبانها از ناسزاگويى كه آتشها مىافروخت ، باز ماند . براى هر يك از گروه‌هاى : اهل فقر ، فقيهان ، تفسيرگويان ، متكلمان ، محدثان ، نسب‌شناسان ، شاعران ، نحويان ، عروضيان ، پزشكان ، منجمان ، رياضىدانان ، مهندسان جيره‌اى ويژه نهاده شد . عضد الدوله در خانهء خود براى ويژگان و فيلسوفان حكيم ، جايى نزديك جايگاه خود ، در اتاق پرده داران ، اختصاص داد . ايشان براى گفتگوى علمى با دلگرمى ، به دور از غوغاى تودهء نادان ، در آنجا گرد مىآمدند . به هر يك از آنان ماهيانهء مرتب و بخششها مىرسيد ، تا اين دانشها كه مرده بود زنده شد ، مردان آن كه پراكنده بودند گرد آمدند ، جوانان به آموختن و پيران به آموزش دادن پرداختند . ذوقها به جوش آمد [ 3 ] ، بازار كساد دانش گرم شد ، هزينهء سنگين اين كارها
هامش
[ ( 1 - ) ]M: ولاى نامشروع ، ن . ك : خ 6 : 485 پانوشت . [ ( 2 - ) ]M: اين سه شهر ، اكنون « نجف » ، « كربلا » ، « كاظمين » نام دارد . چشم‌گير است كه مشكويه ، نجف و كربلا را دو زيارتگاه و كاظمين را « مقابر قريش » مىخواند و هيچ نامى از سامرا و قبر عسكريين نياورده است و اين خود نمايشگر تكامل و رشد زيارتگاهها در چهار شهر كنونى عراق مىباشد . [ ( 3 - ) ] مانند اين داستان را جعفر بن قدامه در كتاب « خراج » آورده گويد : سنان بن ثابت بن قره گفت : هنگامى كه معتضد باللّه ( كه در ميان پادشاهان ، دانش و دورانديشى ويژهء