تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
نگهبانى آن گماردند . روستاها را نيز به دست نمايندگانى امين سپرد و اين كار را از سالى پيش از آنكه در آن هستيم آغاز كرده بود ، پس نى و خاك و ابزارهاى بسيار گردآورى شد ، بسيارى از پلها در دهانهء نهرها و آب‌ريزها ، با آجر و آهك و گچ ، ساخته شد . و اين نوسازى با پىگيرى و نرمى از مردم خواسته مىشد ، چشمها براى بازرسى آن نهاد ، به بهترين شيوه از آن پشتيبانى مىكرد . عضد الدوله دستور داد خراج را پيش از هنگام درو غله نستانند ، بلكه آن را تا نوروز معتضدى [ 1 ] به تأخير اندازند .
هامش
[ ( 1 - ) ] نگارندهء كتاب « عيون » گويد : معتضد به سال 279 ه - نوروزى را كه برابر بيست و يكم حزيران است پديد آورد . دربارهء باز پس انداختن وقت گرفتن خراج ، ابو هلال عسكرى در كتاب « الاوائل » ( نسخهء كتابخانهء پاريس ، 5986 ص 138 ) گويد : نخستين كس كه نوروز را پس انداخت متوكل [ خليفهء عباسى 232 - 247 ه - . ] بود ، كه چون ديد خراج را هنگامى از مردم مىخواهند كه كشتزارها هنوز نارس است ، و مردم ناگزير مىشوند از راه وام‌ستانى و پيش فروش فرآورده‌ها آن را بپردازند ، ابراهيم بن عباس صولى را بخواند ، و پس از رايزنى بر آن شدند كه نوروز را ، تا بيست و هفتم حزيران واپس اندازند . پس نامه‌اى بدين مضمون نوشت كه معروفست و در « رسايل ابراهيم » آمده است . بلاذرى نيز نادرستى در آن يافته كه داستان آن را ياقوت در معجم الادباء ، 2 : 128 / 5 : 94 آورده است ، متوكل نيز پيش از رسيدن سال نو كشته شد و « منتصر » [ پسر و جانشين متوكل ] نيازمند پول شد و قانون متوكل را بر هم زده ، در همان هنگام پيشين خراج گرفتن را آغاز كرد ، آيين كهن به كار مىرفت ، تا معتضد به خليفگى نشست ، گاه شمارى او با روز يازدهم حزيران برابر شد و آن را استوار داشت و در ديوانها بنگاشت . معتضد مىخواست راه متوكل را برود ولى به يازده روز از حزيران بسنده نمود .M II: طبرى گويد : به سال 282 ه - معتضد مردم را از انجام مراسم ايرانى نوروز بازداشت . ابن اثير نيز دربارهء همان سال گويد : معتضد خراج را از نوروز عجمى برداشته به يازدهم حزيران نهاده و آن را « نوروز معتضدى » ناميد . حسن قمى گويد : مردم روزگار معتمد ( 256 - 279 ه - ) از خراج نا بهنگام ناشى از پس افتادن كبيسه‌هاى سالانه ، خسته شده به عبيد اللّه بن سليمان وزير شكايت بردند . او معتمد را بر آن داشت كه نوروز را به جاى خود آرد ، ولى مرگ معتمد از آن جلوگيرى كرد تا معتضد ( 279 - 289 ه - ) بيامد و كبيسهء دويست و چهل سال را يك جا بداد و نوروز را به دو ماه واپس گردانيده به آغاز خرداد نهاد و « نوروز معتضدى » ناميد ( تاريخ قم ، چ جلال الدين تهرانى ، ص 144 - 147 )
تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 480 | أحمد بن محمد مسكويه الرازي / ابو القاسم امامى / على نقى منزوى