تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
نگاه داشت ، سپس به بغداد فرستاد . او در خانهء عضد الدوله در اتاقى با كنيزان و زنان او زندگى مىكرد [ 1 ] .

گزارش نوسازى بغداد ، پس از آن ويرانيها :

در اين سال عضد الدوله دستور نوسازى خانه‌ها و بازارهاى بغداد را داد ، شهر نيم سوخته و نيمه ويران به صورت تپه درآمده بود . او از مسجدهاى جامع آغاز كرد كه بسيار ويران شده بود ، پس هزينهء بسيار بر آن نهاد . نيمه‌خراب‌ها را از بن ويران و از نو بنيان نهاد و بالا برد ، فرش كرده [ 2 ] ، پرده پوشانيد . دستور پرداخت
هامش
[ ( 1 - ) ] نگارندهء تاريخ اسلام در گزارش سال 366 گويد : در اين سال جميله دختر ناصر الدوله ابن حمدان با دو برادرش ابراهيم و هبة اللّه به حج آمد . اين حج وى نمونه و مثل شد ، زيرا چهارصد شتر و چندين كجاوه همراه داشت كه پيدا نبود او در كدام سوار است . به مجاوران [ دو حرم ] بخششها داد ، هنگامى كه كعبه را ديد ده هزار دينار بر آن بيفشاند ، به همهء حاجيان شربت يخ و شكر داد ( البته اين سخن ابو منصور ثعالبى است ، ولى ، يخ از كجا [ ؟ ] ) . چون برادرش در ميان راه يك تن را كشته بود ، او سيصد غلام و دويست كنيز را آزاد كرد و مجاوران را بىنياز ساخت . ابو منصور ثعالبى گويد : او پنجاه هزار دست پوشاك ميان مردم پخش كرد . او چهارصد كجاوه همراه داشت كه دانسته نبود در كدام نشسته است . سپس دنيا به روى بتاخت ، عضد الدوله دارايى ، دژها و همهء كشور و فاميل او را بگرفت تا سخت به بينوايى افتاد . عضد الدوله از او خواستگارى كرد و او با سربلندى نپذيرفت پس به كينه‌توزى او را برهنه و گرسنه گذارد تا ناگزير شد به « قحبه خانه » برود و پول آن را بابت مصادره بپردازد و چون زندگى بر او دشوار شد ، خود را در دجله غرق كرد .M II: دور نيست برخى از اين سخنان درست باشد . تاريخ پر از اين سيهكاريها است و چون به گفتهء بيرونى در ما للهند چ 1958 م . ص 472 عضد الدوله يك روسپىخانه براى سپاه داشت تا خانواده‌ها را از دستبرد جوانان گشن سپاهى در امان دارد ، شايد او جميلهء پير را به سرپرستى آنجا گمارده باشد . ولى نويسنده « ذهبى » متعصب ضد ايرانى دشمن گنوسيسم است ، او كتاب خود را پر از تعزيه براى خليفگان كرده ، از كتابسوزيها هنر كشىها و جنايات ضد انسانى آنان كه گوشه‌اى از آن را در پانوشت خ : 5 : 388 ديديم به سادگى درمىگذرد . [ ( 2 - ) ]M: فرش كردن مسجدها كه در سدهء چهارم در شمار نيكوكارى آمده است ، به گفتهء غزالى در سدهء يكم بدعت و حرام بود ( احياء العلوم ، چ بولاق ، 1 : 61 . پ 1 : 234 ) .