تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
تا با ترفندى قسام را براندازد و كشور او را بگيرد ، پس او به « طبريه » رفت و به ابو تغلب نزديك شد پس از پيامى ، فضل به ديدار ابو تغلب رفته سواره [ 1 ] گفتگوهايى انجام دادند . نمايندهء مغرب نويد هر گونه كمك داد ، ابو تغلب نيز قول به كمك آمدن براى گشودن دمشق را داد ، ولى فضل را اين پيشنهاد خوش نيامد ، زيرا او به سبب پيشينه‌اى كه با قسام داشت راه نرمش و گفتگو و ترفند را بهتر مىديد تا زد و خورد و جنگ . پس جدا شدند و هر يك به جاى خود رفت . فضل به دمشق رفت ولى نقشه‌اى كه داشت به كار نيامد . شهرستان « رمله » در دست دغفل بن مفرج بن جراح طائى بود . او مردى بدوى است كه بر اين شهرستان چيره گشته ، خود را پيرو فرمانرواى مغرب مىشمرد ، ولى دستورهاى آنان را اجرا نمىكرد . كار وى بالا گرفت و بيابان گردان بسيار به گرد او آمده ، به سوى خيمه‌گاه قبيله‌هاى بنى عقيل ، كه ساكن مرز و بوم شام بودند روان شدند ، تا با تاخت و تاز ، ايشان را از آن كشور بيرون رانند . بنى عقيل به ابو تغلب پناه برده از او يارى خواسته ، خود را خويشاوند « نزارى » او [ از قبيله‌هاى شمالى شبه جزيرهء عرب ] شمردند . پس ابن جراح [ دغفل كه به گنوسيستها وابسته بود ] نيز به ابو تغلب نامه نوشته او را [ از هم پيمانى با بنى عقيل شمالى ] بر حذر داشته ، خود را [ جنوبى و ] از راه پيمان باستانى « ربيعه و يمن » [ 2 ] در روزگار جاهليت عرب ، هم پيمان او شمرد . ايشان براى پايان دادن به اين كشاكش ، داورى را به فرمانرواى مغرب
هامش
[ ( 1 - ) ]M. متن : و تفاوضا في الموكب . . . در خ 6 : 480 عبارت : و اجتمع مع بختيار على ظهور الدواب . . . و در خ 6 : 356 : يجتمعون على ظهور دوابهم . . . ديده مىشود . - پانوشت خ 6 : 480 . [ ( 2 - ) ] شايد بتوان پيمان ميان عربهاى جنوبى ( قحطانى سبائى يمنى ) با قبيلهء ربيعه از عرب شمال را سمبل آميزش اين دو قوم با دو فرهنگ ، به شمار آورد ، جنوبيان اشراقى ( هند و ايرانى ) و شماليان با توحيد عددى سامى مىانديشيدند ، سمبل ديگر اين آميزش فكرى در داستان « سليمان و بلقيس » به صورت ازدواج پادشاه شمال با ملكهء جنوب معروف است . پيمانى كه مشكويه در اين جا و مسعودى م 346 ه - در مروج الذهب چ . پاريس 6 : 45 ، آن را از دوران جاهليت عرب پيش از اسلام شمرده‌اند ، گويا يك بار نيز در -