تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢
ب ) ابو الحسن عبد العزيز بن احمد خرزى ، كه جانشين او در همان كرانهء خاورى از « مخرم » به پايين بود . ج ) ابو محمد عبد اللّه بن محمد معروف به ابن اكفانى [ 1 ] جانشين او از « مدينة المنصور » به بالا و پيرامن آن در كرانهء باخترى بود . د ) ابو محمد عبد الرحمان بن محمد عمانى جانشين او در بخشى كه به نام
هامش
[ ( - ) ] گمارده شد و به سال 380 درگذشت . او معتزلى بنام و در دانش « كلام » سرآمد بود . ابو بكر خطيب [ م 462 در تاريخ بغداد ] پدر او را عبد الرحمان نامد ، ولى او محمد بن عبد اللّه بن جعفر بن محمد بن حسين بن فهم است كه به « ابن صبر » نامبردار است ، در « كلام » ابو هاشم جبايى آگاه و بر تفسير چيره است ، كتابى در رد بر يهود و كتاب « عمدة الادله » و كتابى در « تفسير » ناتمام دارد . دربارهء خرزى نيز گويد : پيرو اهل ظاهر است ، از قاضى القضاة بشر بن حسين دانش آموخت ، همراه سلطان عضد الدوله از شيراز آمد و ، به سال 391 درگذشت . نيز گويد : ابو هاشم جبائى ، عبد السلام بن عبد الوهاب بن ابو على بصرى است . وى و پدرش از سران معتزله‌اند . كتابهاى علم كلام پر از نقل گفتارهاى ايشان است . ابن درستويه نحوى گويد : ابو هاشم را ديدم ، او هشتاد مسألهء پيچيدهء نحو را از من پرسيد كه پاسخ آنها را نمىدانستم . ابو هاشم نگارشها و شاگردان دارد . او مانند پدرش ، آشكارا به مخلوق بودن قرآن [ كه نظر مسلمانان گنوسيست هند و ايرانى بود ] باور دارد ، فاسق را در جهنم جاويدان مىشمرد ، تو به را با اصرار بر گناه ، يا ناتوانى از گناه باطل مىشمرد . او مىگفت : كسى كه دروغ گويد ، سپس لال شود ، يا زنا كند ، سپس آلت او بريده شود ، و پس از آن توبه كند ، توبه او درست نباشد . او كرامت را براى اوليا منكر بود . او در هجدهم شعبان 321 درگذشت ، مرگ ابن دريد نيز در همين روز رخ داد و در گورستان « خيزران » به خاك شدند . ن . ك : انساب سمعانى . ص 121 و براى ابن دريد ، ن ك : معجم الادباء 6 : 483 . 18 : 127 - 143 . [ ( 1 - ) ] ذهبى تركمان در تاريخ اسلام دربارهء او از تنوخى نقل كرده است : ابو اسحاق طبرى به من گفت : اگر كسى بگويد كه كسى يكصد هزار دينار بر دانشمندان هزينه كرده است ، او دروغ گفته است مگر دربارهء ابو محمد اكفانى . او به سال 392 ه دادرسى همهء بغداد را در دست خود مىداشت و در 405 ه - درگذشت .