تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
« بخش خاورى » خوانده مىشود و در پايين كرانهء باخترى دجله است مىبود . روستاهاى پيرامن بغداد را نيز به همين بخشها پيوستند . نيز در اين سال گزارش كشتن ابو تغلب فضل اللّه بن ناصر الدوله در « رمله » برسيد .

گزارش چگونگى كشتن و سوختن ابو تغلب :

پيش از اين [ 1 ] چگونگى رفتن ابو تغلب را از رحبه به سوى دمشق ياد كردم . پس چون شنيد كه عضد الدوله به سعد الدوله پسر سيف الدوله [ 2 ] و همهء باديه‌نشينان بنى كلاب و جز ايشان نامه نوشته كه جلو او را بگيرند و دستگيرش كرده به درگاه فرستند ، ترسيد و از راه برگشته به بيابان رفت و چون با رنج بسيار به پشت دمشق رسيد ، ديد يكى از مردم دمشق بنام قسام [ 3 ] در آنجا سنگر گرفته با فرمانرواى مغرب به دشمنى برخاسته است ، پس نتوانست به درون رود بلكه بيرون شهر فرود آمده ، دبير خود على بن عمر را به مصر فرستاده از فرمانرواى مغرب كمك خواست . ابو تغلب پس از زد و خوردى با ياران قسام ، به جايى بنام « نوى » رفت و در اينجا پسر عمويش ابو غطريف از وى جدا شده به عضد الدوله پيوست . ابو تغلب عيد فطر را در « نوى » گذرانيده ، نامه‌اى از دبيرش در مصر دريافت ، كه در آن فرمانرواى مغرب او را پذيرفته و نويد هر گونه كمك كه خواسته باشد مىداد و از او مىخواست كه براى ديدار به سوى او رود . ابو تغلب نپذيرفت و داد و ستد نامه ميان ايشان ادامه يافت . ابو تغلب از « نوى » به جايگاهى به نام « كفر عاقب » در كنار درياچهء طبريه رفت . در اينجا برادرش ابو طاهر بن ناصر الدوله پس از رايزنى و اجازه گرفتن به سوى عضد الدوله رفت كه پناهنده شود . فرمانرواى مغرب يكى از سرداران خود به نام فضل را به دمشق گسيل داشت
هامش
[ ( 1 ، 2 - ) ] خ 6 : 494 . [ ( 3 - ) ] براى او ، ن . ك : تاريخ ابن قلانسى . ص 72 - 21 .