بازگشت به گزارش جنگ ميان بختيار و يارانش با عضد الدوله در قصر جص [ 1 ]
به عضد الدوله گزارش رسيد كه بختياريان برآنند كه پس از گذر از « نهر اسحاقى » از چند راه پراكنده به سوى بغداد شوند . او ابو القاسم مطهر بن عبد اللّه وزير را با لشكرى انبوه بجاى خود در بغداد گذارد ، با همه سپاهيان به « قصر جص » رفته ، بالاتر از جايى كه ايشان مىخواستند از آنجا پراكنده شوند ، فرود آمد .
چاشتگاه چهارشنبه دوازده شب مانده از شوال دو گروه رو به رو شده سخت جنگيدند ، زيرا هر دو سو ديلمى و پايدار بودند ، تا عضد الدوله يورشى سخت برد و ايشان را تار و مار كرد پس سربازان به دنبال ايشان افتاده مىكشتند و اسير مىگرفتند . بختيار مىخواست بگريزد ، يارانش جلوگيرى كردند ، او از كشته يا اسير شدن مىترسيد ولى چون شكست آشكار شد ، يك تن سپاهى كرد او را گرفته ناشناخته ساز و برگش بربود . سپس ديگرى ترك به نام ارسلان كور موش ، به دو رسيده با تبر بر او بكوفت و خواست بار دوم كارش را بسازد كه بختيار خود را شناساند ، درخواست اسيرى كرده گفت : مرا پيش پسر عمويم ببر و جايزهات را بگير . تركى ديگر نيز سررسيد ، دوتايى او را به درگاه برده ، اجازت خواستند و او نداد . ابو الوفاء طاهر بن ابراهيم كه آنجا بود ، پيشنهاد كرد كه او را بكشند ، عضد الدوله را خوش نيامد و جا خورد . او مىخواست
هامش
[ ( - ) ] شبنامه در بغداد پخش شد و گويندهء آن مدتها پنهان وزير پيگرد بويهئيان بود ، تا صاحب بن عباد ( م 385 ه - ) به انگيزهء فصيح بودن شعر ، يا هم مسلك در گنوسيست بودن گوينده و ابن بقيه و صاحب عباد ، با آل بويه ، براى او امان نامه گرفت و عضد الدوله به او پاداش نيز بداد . ابو الفضل بيهقى ( 385 - 470 ه - ) در تاريخ خود 21 بيت از اين مرثيه را آورده است .
ويراستار دكتر فياض آن را با چاپ شده در « وفيات الاعيان » ابن خلكان ( 4 : 203 - 208 ) تصحيح نموده است . ابن اثير نيز ده بيت از آن را ياد مىكند . در يك بيت اين قصيده ، ابن بقيه به زيد پسر امام چهاردهم زين العابدين كه به دار آويخته شد ، همانند شده است .
بارى ، لاشهء ابن بقيه تا 369 ه - بر سر دار بماند ( خ 6 : 517 ) .
[ ( 1 - ) ]M: كوشكى بزرگ نزديك سامره ، كه معتصم آن را براى خوشگذرانى ساخته بود ، بختيار در آنجا كشته شد ( معجم البلدان ) .