دژى زندانى شد . پسرش ابو السرايا نيز گريخته به عضد الدوله پناهنده شد . ابو تغلب مردانش را گردآورى كرد و دژهايش را بگشود ، كوششها كرد ، در يك ديدار سواره [ 1 ] با بختيار گرد آمده ، پيمان بستند و پس از آرايش ساز و برگ ، از موصل به سوى پايين سرازير شدند . شمار مردان ايشان در اين هنگام بيست و پنجهزار تن بود .
گزارش كارهاى اين گروه به عضد الدوله مىرسيد ، او كسى نبود كه از كوچكترين رفتار روزانه دوست يا دشمن ناآگاه بماند . پس با سپاهى پيروزگر از بغداد بيرون آمد و گردان پيشآهنگ خود را با ابو القاسم سعد بن محمد حاجب به تكريت فرستاد .
بختياريان نيز سپاهى با ابراهيم بن اسماعيل ، پردهدار بختيار بدانجا فرستاده بودند ، كه ابو القاسم بر او تاخته بسيارى از مردانش را بكشت ، نزديك بود ابراهيم اسير شود كه به تكريت گريخته ، نزد يكى از مردم آنجا پنهان شد و سپس از آنجا گريخته به ياران پيوست .
در اين هنگام ابن بقيه در بغداد كشته و به دار آويخته شد .
گزارش آن :
چنان كه گفتم ابن بقيه را ميل كشيده به نزد عضد الدوله ، هنگامى آوردند كه در زعفرانيه بود . او دستور داد ، وى را بر روى شتر در سپاه انگشتنما كنند ، سپس دارايى او را خواستند ، كه گردن ننهاد پس به « باب حرب » در برابر سربازان ، او را به زير پى پيل افكندند و با سك زدن ، پيل را به جان او انداخته ، وى را به بدترين شكل كشتند ، و در كنار دجله ، بر سر خاورى پل ، روز آدينهء ششم شوال 367 بياويختند ، سپس لاشهاش را به كرانهء باخترى برده ، برابر جاى نخست بياويختند [ 2 ] و همانجا بماند .
هامش
[ ( 1 - ) ]M. متن : « و اجتمع مع بختيار على ظهور الدواب . . . » در خ 6 : 356 نيز گويد : « يجتمعون على ظهور دوابهم . . . » گويا در گردهمآيىهاى سياسى كه دو يا چند طرف گفتگو ، مىخواستند برابرى حقوقى خويش را نشان دهند ، به جاى نشستن در يك مجلس كه بالا و پايين دارد ، سوار بر چارپايان شده دايرهوار ، مانند « ميزگرد » امروز ، گرد هم مىآمدند .
[ ( 2 - ) ]M: ابو الحسن محمد بن عمران انبارى براى محمد بن بقيه مرثيهاى سرود كه همچون -