تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
را به نيكى نامبرده از گرفتاريش دلتنگى مىنمودند . بختيار تصميم به كشتن او گرفت ولى چون سپاهيان پراكنده شدند [ او را ] زنجير كرده شبانه با نگهبان به بغداد گسيل داشت ، همراه او ابو العلاء صاعد بن ثابت را نيز براى بازجويى او بفرستاد . چون دستگيرى او همانگونه كه گفتم غافلگيرانه رخ داد ، خاندان او در بغداد زير نظر گذارده نشده بود ، پس به وسيلهء كبوتران نامه‌بر ، دستور دستگيرى ايشان به آنجا فرستاده شد ، ولى نخستين كبوتر كه رسيد ، نگهبان برج براى دوستى كه با كارمندان ابن بقيه داشت خبر را به ايشان رسانيد ، ايشان نيز هر يك به ديگرى رسانيد ، برخى گريخته ، برخى پنهان شدند . برادر و برادرزادهء او ، كه به « ابو حمراء » نامبردار بود ، با گروهى از ايشان به بنى شيبان و سپس به بنى عقيل پناه برده در بيابان ماندند .

گزارش پايان كار بختيار در واسط تا هنگامى كه به بغداد رفت :

دستگيرى بختيار ابن بقيه را ، پيش از بازگردانيدن دو فرستادهء عضد الدوله ، ابو احمد نقيب و بهرام بن اردشير ، رخ داد و ايشان پيشآمد را به چشم ديدند ، آن دو كنيزك را نيز به بهاى غلامش « بايتكين » فرستاد و به ابو احمد علوى سپرد ، كه اگر نياز بود همهء كشور را نيز بدهد ، و پس از گفتگوها چنين نهادند ، كه دو كنيزك برابر يك غلام داده شوند . سپس مژده رسيد كه غلام به بصره رسيد ، بختيار بسيار خشنود گشت ، آن را بجاى پيروزى برد و جهان شمرد و خواست با اين نعمت بازگشته شرايط عضد الدوله را بپذيرد و به بغداد بازگردد . پس پرده‌دارش ابراهيم بن اسماعيل [ 1 ] بيامد و او را [ براى پذيرش خواست عضد الدوله ] سخت نكوهش كرده ، از او خواست در واسط بماند و جنگ را پيگيرى كند . عبد الرزاق بن حسنويه و برادرش ابو نجم بدر پسر حسنويه نيز همراه با پيرامن يك هزار سوار آمده ، نامه‌هاى حسنويه را آوردند
هامش
[ ( 1 - ) ]M: چنان كه مىبينم ، اين ابراهيم پرده‌دار و ابن بقيهء وزير دو هستهء اصلى آتش افروزان جنگ بودند ، بختيار در اين جنگ ناخواسته ، آلت دست اين گروه بود ، كه مشكويه ايشان را « سوار اهل العصبية » ( خ 6 : 436 ) خوانده است . ن . ك ، پانوشتهاى خ 6 : 441 / 449 / 470 .
تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 444 | أحمد بن محمد مسكويه الرازي / ابو القاسم امامى / على نقى منزوى