تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
از بختيار و آمادگى پرداخت . بختيار از دورى غلام [ 1 ] چنان بىخود شده بود كه آيين تعارف دوطرفهء مردم‌دارى را مراعات نمىنمود ، او به عضد الدوله كه در كار جنگ با او و خواستار كشور و نابوديش بود ، نامه نوشته خواستار پس دادن غلام شد ، او همين خواسته را به ويژگان عضد الدوله نيز نوشته ، خواستار كمك شد و خود را ميان سپاهيان و دوستان دور و نزديك رسوا كرد . باز هم آرام نگرفته ، ابو احمد حسين بن موسا موسوى [ 2 ] را براى همين داستان به نزد عضد الدوله فرستاد ، همراه او دو كنيزك عود نواز زيباى خود را كه در نواختن ، چيره دستى بىمانند بودند ، و ابو تغلب بن حمدان ، براى بهاى يكى از آنها صد هزار درم پرداخته و او نپذيرفته بود ، بفرستاد و گفت : اگر بهاى بيشترى خواست بر آنها بيفزا ! دربارهء آنچه ميان من و او مىگذرد
هامش
[ ( 1 - ) ]M: رفتار بختيار نشان آنست كه او در جنگ با پسر عمو ، خيلى جدى نبوده است . شايد او آلت دست شيعيان تندرو يا دشمنانى چون ابراهيم بن اسماعيل پرده‌دار و ابن بقيهء وزير و طبرى و عبدان از ياران مرزبان در بصره ( خ 6 : 436 ) و كردان حسنويه ( خ 6 : 450 ) در آذربايجان شده بود . داستان اسيرى غلامى كه پيشتر چندان دلبستگى به او نداشته را بهانه‌اى براى گريز از جنگ ساخته ، و دستگيرى ابن بقيه ( خ 6 : 473 ) كه منجر به كشتن اين آتش‌افروز جنگ شد ( خ 6 : 481 ) نشان عدم تمايل بختيار به جنگ است كه شايد از داشتن اميد به پسر عمويش بود كه در حال جنگ به او نامه مىنويسد و خواستار بازگردانيدن غلام و گوشه‌نشينى مىشود و عضد الدوله مىپذيرد و ابراهيم بن اسماعيل مانع اجراى قرارداد مىشود . ( خ 6 : 475 ) . هنگام اسير شدن هم درخواست ديدار پسر عمو را مىكند و فشار ابو الوفاء براى كشتن او و اينكه عضد الدوله با چشم اشكبار رضايت مىدهد ( خ 6 : 483 ) مسأله را روشن‌تر مىسازد . ن . ك پانوشت خ 6 : 440 و 449 خويشاوندى دو جنگنده ، بختيار و عضد الدوله سبب شد كه زير بناى ايده‌ئولژيك آن كه جنگ تشيع تند بختيار بر ضد تسنن عربى خليفه با تكيه بر تركان بود و نتيجهء آن غلبه و پيروزى تشيع سنى زده عضد الدوله - خليفه و بيرون راندن تركان از عراق به سوريه بود ، پنهان ماند و به خامهء مشكويه ، به صورت ناشايستگى شخص بختيار و غلام‌بارگى او و سياستمدارى عضد الدوله بيان شود . [ ( 2 - ) ]M: نقيب طالبيان عراق و از پايه‌گذاران سياست هاشمى ( خ 6 : 325 ) .