مضر از عضد الدوله و سياست و اصول پيشنهادى او پيروى داشت ، ربيعه ، نه براى دوستى بختيار بلكه ، دشمنى با مضر ، از بختيار جانبدارى مىكردند . آشوب ادامه
هامش
[ ( - ) ] ( نمل 27 : 24 ) نيز به ميترائيست بودن فرمانروايان يمن اشارتى ديده مىشود . در برابر يمن كه مركز پخش انديشههاى اشراقى در جنوب بود ، فلسطين در شمال اين شبه جزيره ، مركز پخش انديشهء توحيد عددى بوده است . از اين رو مردم شبه جزيره به دو بخش جنوبى و شمالى تقسيم شده بودند . ربيعه هر چند خود نيز از ايلات شمالى و نزارى است ، ليكن به وسيلهء پيمانى به يمنيان وابستگى داشت ، كه در نهج البلاغه ( 2 : 74 ) نيز بدان اشارت رفته است .
ايل ربيعه كه خود را همپيمان يمن مىشمردند ( خ 6 : 505 ) بيشتر تحت تأثير توحيد اشراقى يمن بودند ، مضر كه قبيلههاى شمالى را در برداشت تحت تأثير توحيد عددى فلسطين بود .
پس از تابش نور اسلام از حجاز حضرت پيامبر ( ص ) سيزده سال در مكه به تبليغ پرداخت . مردم آنجا خود را از اشراف عرب شمالى ( نزار - عدنان ) مىشمردند ، در صدد ايذاء برآمدند ، حضرت با گروهى از نزاريان مسلمان شده به مدينه هجرت فرمودند و مهاجران لقب گرفتند . حضرت ده سال در مدينه در ميان مردم آن سامان كه بر خلاف وضع جغرافيايى مدينه ( كه در شمال مكه است ) ، خود را از عرب جنوب و قحطانى ، سبايى ، يمنى مىدانستند و بعد از اسلام به لقب « انصار » شناخته شدند ، به تبليغ پرداخت .
در آن ده سال مهاجران نزارى شمالى ، با قحطانيان محلى اوس و خزرج انصار همزيستى مسالمتآميز داشتند ، و جز در چند پيشآمد ميان مهاجران و انصار كشاكشى ديده نشد ، يك بار در زندگانى پيامبر ( ص ) بود كه نفوذ وى ايشان را به آشتى كشانيد ( خمسون و مائة صحابى مختلق . عسكرى . ص 43 نقل از امتاع الاسماع مقريزى ص . 210 - 211 ) .
دومين بار كه ميان مهاجران و انصار اختلاف ديده شد روز « سقيفهء بنى ساعده » بود ، كه براى تعيين جانشين پيامبر ( ص ) گرد آمدند ، مهاجرين ( شمالى ) خلافت را حق خود و انصار ( جنوبى ) آن را حق خويش مىشمردند ( طبرى 1 : 1837 ) اختلاف عرب جنوب و عرب شمال در شعر عرب نيز اثر نهاده است . كشاكش ادبى معروف ميان « جرير » و « فرزدق » نمونهاى از آن است . فرزدق ربيعى است و مانند دعبل از گنوسيسم اسلامى و گونهاى تشيع يمنى سبايى پيروى دارد . « جرير » مضرى است و از تسنن حاكم نزاريان شمال تبعيت دارد .
اختلاف جنوب و شمال در سياست بيش از مسائل ايدهئولژيك آشكار بود . مسعودى گويد : وليد بن عبد الملك چون به خلافت نشست به نزاريان نزديك شد و يمنيان را از خود براند . ( التنبيه و الاشراف ، چ مصر 1357 ه - . ص 280 - 281 ) وليد پيروزى خود بر -