تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
سرخ با گروهى از سرداران بزرگ در انديشهء گريز و پناهندگى [ به عضد الدوله ] هستند و پيشنهاد شد تا ايشان را دستگير كند و به واسط گسيل دارد ، ولى او ترسيد كه موجب آشفتگى ديگر سپاه شود ، پس انديشهء جنگ در اهواز را كنار نهاده بر آن شد كه به واسط بازگردد ، و در آنجا با جنگ افزار فراوانتر بجنگد . ولى ابن بقيه و همهء سرداران او را نگاه داشته از اين كار بازداشتند . در اين هنگام سپاه خواستار پول شد و بينوايى و تهى دستى او آشكار گشت . ابن بقيه به مصادرهء دارايى مردم شهر پرداخت ، بختيار ظرفها و زينت آلات زرين و سيمين را شكسته ، دينار و درم [ 1 ] سكه مىزد . نوميدى بر سپاه چيره شده بود . پايين‌تر از شهر ، بر [ نهر ] دجيل پلى تنگ و سست به گونه‌اى بستند كه براى آن سپاه ، هنگام گريز بسنده نبود . گزارش برتريهاى عضد الدوله در ثروت ، چارپا ، جنگ افزار ، و ساز و برگ ، شتران باركش ، فيلهاى جنگنده ، مىرسيد . او از پناه خواستن گروهى از سرداران بختيار ، مانند سالار سرخ كه ياد شد مطمئن بود ، زيرا كه نامه و صله‌هاى او پى در پى به آنان رسيده بود . عضد الدوله دستور داد ابو الوفاء طاهر بن محمد بن ابراهيم ، با چند سردار مانند كاروى اهوازى با سپاهى از كوچ [ 2 ] و جز ايشان به « باسيان » رفته قايقها را گردآورده ، با آنها به بخش . . . [ 3 ] رفتند و پلى در آنجا برپا داشتند كه چون عضد الدوله رسيد با همهء سپاه از روى آن بگذشت . اين اخبار به بختيار و ابن بقيه مىرسيد ولى توان جلوگيرى نداشتند . ايستادگى ايشان تنها وقت‌گذرانى بود . كسى كه توان جلوگيرى از يورش و گذشتن برخى از سپاه را ندارد چگونه از همهء آن جلوگيرى كند ؟ عضد الدوله از نهر آب دور نشد ، چون آغاز تموز [ تير ماه ] بود . او در يك فرسنگى بختياريان فرود آمد . پس به بامداد يكشنبه يازدهم ذى قعدهء 366 با بسيج
هامش
[ ( 1 - ) ]M: متن : و ضربت عينا و ورقا . . . [ ( 2 - ) ]M. متن : قفص - خ 6 : 318 / 378 . [ ( 3 - ) ] در نسخهء اصل نام اين بخش سفيد مانده است . ويراستار « آمد روز » در پانوشت از تكمله آرد : جنگ در بخشى از « باسيان » كه نامش « قشان » بود ، رخ داد .